
جلسه ۱۴۵
المقصد الثاني في الجوهر و العرض الفريدة الأولى في رسم الجوهر و ذكر أقسامه الفريدة الثانية في رسم العرض و ذكر أقسامه
جلسه ۱۴۵
توضیحات:
المقصد الثاني في الجوهر و العرض الفريدة الأولى في رسم الجوهر و ذكر أقسامه الفريدة الثانية في رسم العرض و ذكر أقسامه
جلسه ۱۴۵
11تلمیذ: صورت را باید جزء عوارض بگیریم، صورت هم یک نوع عرض است چون هیولا مقدّم بر صورت است.
استاد: نه، هیولا اینطور نیست. ببینید بدون صورت اصلاً هیولایی هم نداریم.
تلمیذ: بدون عرض هم جوهری نداریم.
استاد: از نظر ترتّب ...
تلمیذ: از نظر ترتّب در هیولا و صورت ...
استاد: آنوقت هیولا یک مفهوم میشود الآن منبابمثال ما این را جوهر میگوییم این موضوع برای عرض است. حالا اگر خود نفس عرضیت را درنظر بگیرید، نفس عرضیت در عالم خارج همیشه توأم با این موضوع است اما خود سیاهی را درنظر بگیرید آیا الآن میشود این لیوان باشد و سیاه نباشد؟! بله، بعد سیاهی میآید بر این عارض میشود یعنی اگر شما بخواهید یکییکی اعراض را نگاه کنید این تقدّم و تأخّر در اینجا هست.
الجوهرُ هُو الماهیةُ المُحصَّلةُ أیْ لا اعتباریةَ الَّتی إذا غَدَتْ فی العینِ لا موضوعَ لَه. و هذا کَقولِهم الجوهرُ مَاهیةٌ إذا وُجِدَتْ فی الخارجِ کَانت لا فِی الموضوعِ.1
«جوهر ماهیت خارجی است و محقق است و صرف ماهیت اعتباری و انتزاعی نیست و وقتی که بخواهد در عین ـ یعنی در خارج ـ وجود پیدا کند، اینطور نیست که باید موضوعی داشته باشد» بعد این جوهر عارض بر آن موضوع شود مانند سریر که اوّل وجود دارد بعد آن حکاک میآید بر آن سریر نقش حک میکند [و این مانند کلامشان است که جوهر ماهيّتى است كه وقتى در خارج يافت شود در موضوع نيست.]
فَجوهرٌ کَانَ محلُ جُوهرٍ هُو هَیولیٰ أو جُوهرٌ حَلَّ بهِ أیْ فی جُوهرٍ فَهو مِن صُوَرٍ أی مِنَ الصورتینِ الجِسمیةِ و النُّوعیة. 2
حالا جوهری که محل برای جوهر دیگر است این را هیولا میگوییم یااینکه یک جوهری داریم که حلول کرده به آن جوهر اوّلی و داخل آن رفته است که صور است (اینها جواهری هستند که حالّ در آن هیولا هستند) «مِن صُوَرٍ» یعنی «صورتین»؛ یک صورت جسمیت و یک صورت نوعیت.
- . منظومه، ج 2، ص 462.
- . منظومه، ج 2، ص 462.
