
جلسه ۱۴۵
المقصد الثاني في الجوهر و العرض الفريدة الأولى في رسم الجوهر و ذكر أقسامه الفريدة الثانية في رسم العرض و ذكر أقسامه
جلسه ۱۴۵
2أعوذُ بِالله مِن الشَّیطانِ الرَّجیم
بسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
المقصدُ الثَّاني في الجوهرِ و العَرَض.
الفریدةُ الأولیٰ فی رَسمِ الجَوهرِ و ذِکرِ أقسامِه.
الجوهرُ المهیةُ المحصلة *** إذا غدت فی العینِ لا موضوعَ لَه و جوهر کان محل جوهر *** هیولی أو حل به مِن صور و جوهرُ لیسَ بِذاک و بِذا *** إن منهما رکب جسماً أخذا و دونه نفس إذا تعلق *** جسما و إلا عقل المفارق,1 امروز از باب یوم الشروع مقداری میخوانیم تا ماشین روی دور بیفتد. بحث در جوهر و عرض است البته خیلیها این بحثها را در منطق میآورند ولی مرحوم حاجی در فلسفه آورده است، مناسبتش هم در فلسفه هست؛ چون جزو معقولات ثانیه هست که فلسفه متکفّل اینها است.
تعریف حدّی حقیقت جوهر
اگر بخواهیم برای حقیقت جوهر یک تعریف حدّی بیان کنیم این است که وجودی است که ماهیت به خود گرفته و مستقل بالذات است و در وجود نیاز به غیر ندارد این حقیقت و تعریفی است که میتوانیم بگوییم تا حدودی از ماهیت جوهر پرده برمیدارد. غیر از باریتعالیٰ که وجود محض است و هیچ ماهیتی برنداشته و هویت او عین ماهیت او است هرچه غیر از او در عالم کثرات تنازل پیدا کند ـ از مبدأ ثانی گرفته به اینطرف ـ تمام اینها داخل در حقیقت و جوهر هستند و این حقیقت جوهر شامل همۀ آنها، چه عقول مفارقه و مجردات و چه نفس ناطقه و چه عالم اجسام، خواهد شد.
مرحوم حاجی در اینجا یک تعریف رسمی برای جوهر میآورند. وقتی که منظور روشن شدن حقیقت یک شیء است ـ چه با حد چه با رسم ـ دیگر فرق نمیکند حالا شما فقط میخواهید تا حدودی این ماهیت جوهر را بشناسید حالا چه با رسم بشناسید یا [با حد بشناسید].
تلمیذ: تعریف حدّی برای جوهر امکان ندارد چون ما جوهر را جنسالأجناس یا جنس عالی میدانیم و در جایی که مخالف جنس عالی باشد میگوییم اصلاً جنسی نیست در حد هم حتماً باید جنس باشد.
- . منظومه، ج 2، ص 457 ـ 462.
