اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۴۶

0
منظومه
منظومه
جلسات

الفريدة الثالثة في البحث عن أقسام العرض 54. غرر في الكم 55. غرر في الكيف

جلسه ۱۴۶

3
  • بنابراین آن صوری که مجرد هستند؛ عقول و صور نوریه جنسشان از همان سنخ فصل خودشان هست یعنی مابه‌الاِشتراک در آنها عین مابه‌الاِختلاف و مابه‌الاِمتیاز است و اعتباراً بر آنها جنس اطلاق می‌شود، ترکیب از جنس و ماهیت در اینجا اصلاً نیست جنس و ماهیت در واقع برای عالم اجسام است آنچه که از ماده و صورت ترکیب بشود جنس و فصل است. پس آن جوهر که جنس برای همۀ اینها می‌شود یک جنسی است که هم شامل آن صوری که آنها جنس ندارند و فقط فصل محض‌اند می‌شود و هم آن چیزهایی که دارای ماده و صورت هستند را شامل می‌شود به هردوی اینها جوهر می‌گویند این برای آنها جنس‌الأجناس می‌شود آیا خود جوهر نوع است؟! بله، خود جوهر نوع است؛ نوع به این معنا که حقیقت آن جنس هست منتها خود این جنس ـ همان‌طوری که خدمتتان عرض کردم ـ داخل در یک مفهوم کلی است که آن مفهوم کلی هم شامل جوهر می‌شود و هم شامل غیر جوهر می‌شود اسم آن مفهوم کلی را ماهیت می‌گذاریم. ماهیت عبارت از حد وجود شیء است یعنی اگر بخواهیم تعریفی برای ماهیت بکنیم می‌گوییم که هر وجودی که از مبدأ اوّل تنازل پیدا کند به دو قسم تقسیم می‌شود حالا آن وجودی که تنازل پیدا کرده است ما از آن ماهیت انتزاع می‌کنیم پس این ماهیت شد ماهیت می‌آید بین وجود و حد افتراق می‌اندازد و به وجود تنها که وجود پروردگار است کاری ندارد، دیگر آن ماهیت ندارد. ماهیت وجود را تقسیم می‌کند به وجود پروردگار کاری ندارد سراغ وجود غیر پروردگار می‌آید ما اسم ماسویٰ‌الله را ماهیات می‌گذاریم حالا که ماهیت یک معنای عام شد که جنس هم به همین معنا است حالا این ماهیت به دو قسم تقسیم می‌شود؛ جوهر آن چیزی است که قوام بذاته داشته باشد و استقلال فی‌نفسه و لنفسه داشته باشد، عرض استقلال بذاته داشته باشد و وجودش لغیره باشد نه لنفسه. این دو قسم می‌شود.