جلسه ۱۴۶
5حالا سراغ خود جوهر بیاییم، میگوییم: آیا خود جوهر قابل اشارۀ حسی است؟ میگوییم: نه، خود جوهر بهاندازۀ خود، بهتنهایی قابل اشاره نیست مگر انواع آن، یا مثل اینکه خود عرض که جنس است فیحدنفسه قابل اشاره نیست ولی این جنس داخل در تحت آن جنس بالاتر است یعنی در واقع هم میتوانید اسم نوع روی آن بگذارید در قبال با جوهر و هم اسم جنس بگذارید چون قابل اشاره دراینصورت نیست این عرض ما بود.
حالا اگر مشکل است شما همان تعریف قوم را [قبول کنید] که جوهر جنسالأجناس است و در هر تعریفی حد باید در هر دوتا از ذاتیات باشد و چون بالاتر از جوهر جنسی نیست پس تعریف جوهر به جنس دیگر مستحیل است و روی این حساب دیگر تعریف به رسم و آثار و اینها میشود. خیال میکنم که خیلی قلیلالجدویٰ باشد. اینهم یک مسئله بود.
تعریف کم و کیف
بحث این جلسه راجع به کم و کیف است حالا که این مطالب پیش آمد خیال میکنم دیگر از خارج گفتن ندارد. شما تمام اینها را یک مرور بکنید. ایشان میگویند: دو نوع کم داریم؛ تعریفی که برای کم میکنند این است: عرضی است که ذاتاً قبول قسمت وهمیه میکند چون قبول قسمت خارجیه موجب انعدام کم شده است. بله، در ذهن قبول قسمت میکند ذاتاً چون اگر در خارج بخواهد تقسیم شود، کم از بین میرود و یک متر، نیم متر میشود.
کمّ ذاتاً قبول قسمت میکند این تعریفی است که برای کم شمردهاند و اینهم اقسامی دارد؛ کم متصل داریم، کم منفصل داریم، کم متصل یا قارالذات است مثل خط و سطح و جسم تعلیمی یا غیر قارالذات است مثل زمان. کم منفصل هم فقط عدد است و این بحث راجع به کم و دیگر احکام و عوارضی که برای کم شمردهاند.
بحث دیگر راجع به کیف است. میگویند: عرضی است که «لا یَقبلُ القسمةَ لِذاته بل بِالعرض» است مثل کم ذاتاً اقتضاء قسمت نمیکند بلکه بالعرض اقتضا میکند و اقتضای نسبت نمیکند پس مقولاتی که نسبت، ذاتی آنها است مثل اضافه، أین، زمان، جِده که همان مِلک است، یَنفعل و فِعل که در تمام اینها نسبت لحاظ شده [است] منبامثال وقتی که آتشی بخواهد به یک چیزی سرایت کند باید دو چیز باشد که این سرایت و اینها باشد و تمام اینها از کیف خارج میشوند.

