جلسه ۱۴۶
6غررٌ فی الکمّ:
الکمُّ ما بِالذاتِ قسمة قبل *** فَمنه ما متصلٌ و منفصلٌ بِذ اتصال هاهُنا قَد قصدا *** ما فیه حد متشارک بدا ثانیهما یکونُ الأعداد فقط *** و أول جسم و سطح ثمَّ خط فَذاکَ ذو الترصیفِ و الثباتِ *** ثـمَّ الزمان المتقضـی الذات و لیس کمُّ قابلُ الضِّدیة *** أنواعه تُوخَذ تعلیمیة و اخصص به وجود ما یعده *** کما التساوی خصه و ضده کذا نهایة و لا نهایة *** فِی الجسمِ فَادْروا یا أولِی الدِّرایةِ الکمُّ ما بِالذَّاتِ ـ فَخَرَجَ مَا یَقبَلُ القِسمةَ بِالعَرَضِ ـ قِسمةً وَهمیةً قَبِلَ. فَمِنه أیْ مِنَ الکَمِّ مَا هُو مُتَصِلٌ و مِنه ما هُو مُنفَصِلٌ. بِذِی ـ بِمَعنیٰ صَاحب ـ اتصالٍ هاهُنا ـ و لَه مَعانٍ أُخَر فی مَواضع أُخَر ـ قَد قُصِدا مَا أیْ کَم فیه بعدَ قَبولِ القِسمةِ حَدُّ مُتشارکٌ بَدا.1
کمّ آن است که ذاتاً قسمت وهمیه را قبول میکند و خارج میشود از کمّ، آنچه که قبول قسمت بالعرض کرده است. یک کم متصل داریم و یک کم منفصل داریم. ”ذی“ را در اینجا به معنای صاحب بگیرید یعنی کم متصل در اینجا قصد شده است کمّی که حد متشارک بین اجزائش دارد. ایشان میگوید: برای ذی معانی دیگری هم داریم به معنی الذی است در جاهای دیگر به معنای اشاره هم است (خیلی ممنون! از سیوطی هم در اینجا برای ما [بیان کردند]!) این کم متصل در اینجا قصد شده است؛ کمّی که بعد از قبول قسمت حد متشارک بین اجزاء دارد.
حد مشترک در کم چیست؟
و الحدُّ المَشترکِ ما یَکونُ نِسبَتُه إلی الجزءینِ نسبةً واحدةً بِمعنیٰ أنَّها إنْ اعتُبِرَ بِدایةً لِأحدِ الجُزءَین أمکَنَ أن یُعتَبرَ بِدایة لِلآخرِ و إن اعتُبِرَ نَهایةً لِأحَدهما أمْکَنَ أنْ یعتبر نَهایةً لِلآخر کَالنُّقطةِ فی جُزئَیِ الخطِّ و الخطِّ فی جُزئَیِ السَّطحِ و السَّطحِ فی جُزئَیِ الجسمِ و الآنِ فی جُزئَیِ الزَّمانِ بِخلافِ المُنفصلِ إذ الخمسةُ إذا قَسَمتَها إلی ثلاثةٍ و اثنین لَم تَجِد فیها حَدَّاً مُشترکاً. و إلاّ فإنْ کَان وَاحداً مِنها کَانَ البَاقیُ أربَعَةً و إنْ کانَ واحداً مِن خارج کَانَ الجملةُ ستةً. و کِلاهما خلفٌ.2
- . منظومه، ج 2، ص 474.
- . منظومه، ج 2، ص 475.

