
جلسه ۱۴۷
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۷
توضیحات:
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۷
5بنابراین اینکه الآن نقشی از خارج بیاید و در چشم ما برود و بعد در مغز و بعد در نفس ما برود، چنین چیزی عقلاً یعنی از نظر برهان مستحیل است. حالا که اینطور نشد پس خلاقیت ذهن میماند یعنی خود نفس میآید خلق میکند، آنچه را که خلق میکند مانند تصویر خارجی است. یعنی این آلاتی که برای ذهن آمده و این نقش را برده است ما در این شکی نداریم که از نظر مادی یک امر صورت مادی که عبارت از نور است در مغز ما رفته است، آلاتش هست، وسایلش هست، در چشم ما رفته است، قرنیه میآید آن را خیلی ظریف میکند، عکسش میکند، به شبکیه میدهد، سلولهای شبکیه این نور را میگیرند؛ ـ تمام اینها جنبۀ مادی دارد، جنبۀ مجرد ندارد ـ همین نور که شما در عکاسی عکس میاندازید، این را میگیرد شبکیه هم همین کار را انجام میدهد اصلاً مثل دوربین فیلمبرداری این را میگیرد به آن عصب مرکزی میدهد که به آن ماکولا یا عصب زرد هم میگویند، انفعالاتی که در آن عصب بهواسطۀ نور پیدا میشود، یک قسمتش نور است، یک قسمت تاریکی، یک قسمت هم کمرنگ است. اینکه الآن شما اشیاء را به صورت مختلف میبینید بهخاطر انعکاس نور است. وقتی که نور به شیء میخورد به هر مقدار که نور را جذب کند به همان مقدار شما آنجا را تاریک میبینید و به هر مقدار که برگرداند شما آنجا را روشن میبینید. این قاعدۀ انعکاس نور است. حالا این نور در آن عصب میرود و وقتی که در آن عصب رفت دیگر ماهیت خودش را تغییر میدهد چون آن عصب که توپر است مثل پرده میماند وقتی نور به این بخورد دیگر از اینجا عبور نمیکند بلکه میایستد ولی وقتی که میایستد کار انجام میدهد و همینطوری نمیایستد؛ شروع میکند به تحریک کردن این عصب و سلولهای این عصب که الآن اینطور هستند را به شکل دیگری درمیآورد، این به شکل دیگر درآوردن یعنی شکل خارج، این را عکسبرداری میگویند. تا وقتی که در قرنیه هست عکس است ولی وقتی که به شبکیه خورد دیگر عکس نیست بلکه سلولها تغییر پیدا کردند، آن تغییر خودشان را به آن عصب زرد یا نقطۀ زرد منتقل میکنند که اگر آن عصب خشک شود دیگر چشم کار نمیکند و هیچ کاری هم نمیشود کرد، در واقع تا حالا نتوانستهاند کاری انجام بدهند. درست شد؟!
