
جلسه ۱۴۷
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۷
توضیحات:
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۷
6حالا صحبت در این است که آیا این شکلی که الآن شما در ظاهر میبینید، این نوری که الآن دارد میآید، همین نور مستقیماً به مغز میخورد؟! نه، این نور میآید پشت دیوار میایستد و دیگر حق عبور ندارد چون شبکیه بسته است، این میآید پشت دیوار میایستد مثل آب رودخانه میماند که بیاید پشت سد بایستد، حالا که پشت سد ایستاد برای عبورش نیاز به مسائلی دارد؛ اوّلاً باید داخل لوله بیاید، پایین بیاید توربین را بگرداند، وقتی توربین گشت برق تولید کند آنوقت به آن اجازۀ خروج بدهند و بگویند که حالا بیرون برو. ولکن برای نور مسئله غیر از این است؛ میآید پشت دیوارۀ سد که شبکیۀ ما است که تقریباً یک سانت و نیم هم قطرش هست، میایستد. وقتی ایستاد، شبکیه دوتا سلول دارد؛ یک سلولهای استوانهای دارد که برای شب است، یک سلولهای مخروطی دارد که برای روز است، این نور میآید به این سلولها میخورد ـ الآن سلولهای مخروطی ما دارد کار انجام میدهد، استوانهای خوابیده است و موقع غروب که میشود استوانهایها راه میافتند، مخروطیها میخوابند و برای فردا استراحت میکنند ـ این کار شبکیه است. حالا این نور به این سلول خورد آیا این سلول همین نور را منتقل میکند؟! نه، سلول بسته است، جسم است، نور که از جسم عبور نمیکند. ـ الآن اگر نور بهدست شما بخورد آیا از این طرفش بیرون میآید؟! بیرون نمیآید. میگویند که روغنی درست میکنند وقتی شما در دستتان بریزید بعد از یک مدت از این زیر چکّه میکند، البته میگویند! این سلول جسم است وقتی به این جسم خورد، کاری که انجام میدهد این است که آن جسم را تغییر میدهد مثل مهرهای که میپیچانند، اسم آن پیچاندن را عکسبرداری میگذاریم. این یک قضیه است. حالا که پیچانده است، آن را که پیچانده با آنچه که در خارج است دوتا است. آنچه که در خارج است این پیچش نیست بلکه نفس میآید به وزان اینکه پیچانده، آنچه را که در خارج است درست میکند، این کار نفس است یعنی [بهخاطر] ارتباطی که بین مغز و نفس وجود دارد و مغز آلت برای نفس است، نفس میآید از آن عکس برمیدارد، عکسی درست میکند که ابرو دارد، دماغ، چشم، دهان، مو، پلک، گوش و همه چیز دارد، نفس میآید اینها را درست میکند وقتی درست کرد در قوۀ خیال که حافظه باشد میبرد و آنجا بایگانی میکند و در پرونده نگه میدارد، هروقتی که شما بخواهید مراجعه کنید آن صورت را در ذُکر شما میآورد دوباره در پرونده برمیگرداند، اگر دوباره بخواهید، میآورد دوباره برمیگرداند. این کار نفس است که همۀ این صور را در خیال و حافظه نگه میدارد. مثلاً شما بعد از یک سال با آن شخص برخورد میکنید، وقتی برخورد کردید دوباره عکسی از او در ذهنتان میآید، دوباره ذهن درست میکند، میبیند که این همان بود که قبلاً درست کرده بود لذا میگوید که این آقایی که الآن شما بعد از یک سال دیدهاید چون صورتش با آن صورتی که من یک سال پیش درست کردم مطابق است، پس این همان آقا است. این عکسبرداری و خلاقیت نفس میشود. بعد میآید حمل میکند که این آقا زید است یعنی حیوان است، ناطق است، ادراک، تعجب، ضِحک، مشی، کتابت و علم دارد، همۀ اینها را بار میکند، فقط صورت تنها نیست بلکه کلیات دیگری هم که در مخزن است همان کلّیاتی که پارسال به این چسبانده بود را میآورد حاضر میکند و همین الآن بار میکند. این ماهیت میشود یعنی ماهیت او را عکسبرداری میکند و خلق میکند بعد این ماهیت را دوباره با آن ماهیت قبلی تطبیق میدهد. اما آیا وجود خارجیاش را هم خلق میکند؟! نه، دیگر آن وجود خارجی را پدر و مادر خلق کردهاند و به این کاری ندارد! آن وجود خارجی از نان، گندم، گوشت، پیاز، میوه و امثالذلک درست شده است و به این کار ندارد.
