
جلسه ۱۴۷
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۷
توضیحات:
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۷
8تلمیذ: شما در قول حاجی از ملاّصدرا در مورد نفس فرمودید که علم از مقولۀ کیف نیست ...
استاد: این را عرض کردم که ردّ آن به این است که اگر بخواهد کیف باشد باید قیام به موضوع داشته باشد و اگر عرض بخواهد قائم به موضوع باشد باید مظروف داشته باشد موضوع داشته باشد و چون این علم عبارت از همان انعکاس شیء خارجی است و این ماده است لذا نمیتواند به نفس مجرده عارض شود.
و اما اینکه خود نفس خلق میکند؛ نفس قدرت دارد ماهیت را مطلقاً خلق کند و اینکه ماهیت جوهری باشد یا ماهیت عرضی باشد فرق نمیکند آنهم به او وجود ذهنی عرضی میدهد. همانطور که ما در خارج وجود خارجی عرضی داریم همین وجود خارجی به وجود ذهنی تبدیل میشود عرض هم لا محاله بر سر آن جوهر هست و به عبارت دیگر ذهن اصلاً نمیتواند جوهر بدون عرض را خلق کند بهخاطر اینکه هرچه را که خلق کند یک عوارضی دارد. اگر شما یک گوسفند هم در ذهنتان خلق کنید و بیاورید این گوسفند پشمش مثلاً سفید است، چشمش مثلاً سیاه است، وضعش اینطور است، دست و پایش اینطور است، سطح و جسم تعلیمیاش اینطور است، تمام اینها عوارض هستند یعنی امکان ندارد نفس، جوهری را بدون عرض خلق کند، طبعاً عرض حتماً با آن جوهر خلق خواهد شد. اگر منظورم این بوده [که شما برداشت کردید] اشتباه بوده است.
تلمیذ: آن نظریاتی که مرحوم علامه ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در عرض ذکر میکنند این نیست؛ هم در بدایه و هم در نهایه مثل اینکه بر خلق ... نیست.
استاد: بله، مرحوم علامه همینطور میفرمایند.
تلمیذ: ... میگویند که حق با همانی است که مرحوم حاجی میفرمایند.
استاد: بله، مرحوم حاجی منتها با یک تغییری که در آنجا دادیم. ایشان وجود میدانند ولکن عرض ما این بود که این وجود، وجودِ متعیّن است وقتی وجودِ متعیّن شد، اصلاً مقوله ندارد. درست است وجود است و باعث تجرید خود نفس هم خواهد شد ولکن همان ماهیت خارج است و نفس، او را خلق کرده است. نهاینکه بهطورکلی ماهیتی ندارد و فقط به حمل اوّلی شما ایشان را ماهیت بدانید. مرحوم حاجی گفت که به حمل اوّلی ماهیت است و به حمل ثانی وجود است. عرض ما این است که به حمل شایع هم همان شیء خارج است منتها وجود خارج ندارد بلکه وجود ذهنی دارد؛ وجود ذهنی داشتن او را از تحت آن مقوله خارج نمیکند بلکه داخل در تحت آن مقوله است و همان ماهیت را دارد منتها وجود ذهنی تجردی به او خورده است، بهجای وجود فی الأعیان الخارجی وجود فی العین الذهنی به او خورده است. این اختلاف است.
