
جلسه ۱۴۷
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۷
توضیحات:
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۷
9تلمیذ: آیا این وجود ذهنی اشیاء که در ذهن و نفس میآید، وجودش علم است یا ماهیتش علم است؟ اگر وجودش علم باشد ...
استاد: نهخیر، این اشکال اصلاً مطرح نیست چون اصلاً وجودی غیر از ماهیت نیست. هرچه هست یکی است. ما تفکیک قائل میشویم. شما مگر در عین خارج قائل به تفکیک بین ماهیت و وجود نیستید؟! ما همین حرف را در وجود ذهنی میزنیم و میگوییم که شما در وجود خارجی یک وجود و یک ماهیت دارید. این وجود این ماهیت را ازدست میدهد ماهیت دیگری به خود میگیرد. درست شد؟! پس شما عقلاً بین وجود و ماهیت انفکاک قائل هستید ولی در خارج یک واحد بیشتر نیست و آن وجود متعیّن است.
تلمیذ: در ذهن هم وجود است؟
استاد: بله در ذهن هم وجود است.
تلمیذ: پس علم از سنخ وجود میشود نه از سنخ ماهیت.
استاد: میدانم منتها بالأخره این وجود آیا با وجود دیگر تفاوت ندارد؟!
تلمیذ: تفاوت دارد.
استاد: تفاوتش در چیست؟!
تلمیذ: در حدودش است.
استاد: حد چیست؟!
تلمیذ: حد همان ماهیت است.
اختلاف وجود ذهنی با علوم دیگر در حد
استاد: تمام شد. عرض من همین است که آن وجودی که در ذهن است آیا وجود بی حد است یا حد دارد؟! مثل این وجود که در خارج است اختلاف بین این پارچ و لیوان در حدشان است اگر این حد را بردارید هردو یکی میشوند، ما هم همین را میگوییم؛ میگوییم که اختلاف وجود ذهنی با علوم دیگر در حد آن است؛ همۀ اینها وجود هستند، همان حد میشود ماهیت و همان ماهیت میشود آنچه که در خارج است، منتها آنچه که در خارج است وجود خارجی به آن خورده است مثلاً وزنش سه کیلو است و آنچه که در ذهن است وجود مجرد به آن خورده است لذا یک مثقال هم وزنش نیست.
تلمیذ: از باب اتحاد عالم و معلوم باید بگوییم که علم وجود است، چون با خود نفس وحدت پیدا میکند.
