جلسه ۱۴۷
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
غُررٌ فی العلم.
عِلمٌ و إنْ بَدَت لَهُ مَراتِبُ *** إذ بَعضُهُ جَواهِرُ بَلْ واجِبُ فَبَعضُهُ کَیفیَّةٌ نَفسیَّةٌ *** فَهاهُنا أبْحاثُهُ حَریَّة مِن تِلکَ أنْ فی جِنسِهِ أقوالُ *** کَیفٌ إضافَةٌ أوِ انْفِعالُ فَلْیُدرَ بَعدَ ما تَشَکُّکُ عُلِم *** أنَّ هُنا نَقشاً بِعَقلِنا رُسِم فَفینَا الْإنفِعالُ مِن مَرسومِ *** لَهُ إضافَةٌ إلیَ الْمَعلومِ فَتَخرُجُ النِسبَةُ وَ انفِعالُ *** عَمّٰا لَهُ عِلماً وَ کَیفاً قالوا1 مرحوم حاجی به مناسبت کیف دوباره بحث علم را مطرح کرده است. اگر در نظرمان باشد در بحث وجود ذهنی ایشان وجود ذهنی و علم را از مقولۀ خود نفسالشیء گرفتهاند یعنی جوهر، جوهر و عرض، عرض و کیف را کیفِ بالعرض برای وجود ذهنی دانستهاند.2 بهعکس مرحوم صدرالمتألّهین که ایشان به حملِ اوّلی ذاتی آن علم را مفهوماً از مقولۀ وجود خارجیاش قرار دادهاند اما بهحسب مصداق از مقولۀ کیف قرار دادهاند.3 وقتی شما جوهری را تصور میکنید آن جوهر به حملِ اوّلی ذاتی نفس همان جوهر خارجی است و لا غیر. وقتی که حیوانی را در ذهن میآوریم به حملِ اوّلی ذاتی و به حملِ هوهو میتوانیم بگوییم: آنچه که ما در ذهن آوردهایم دارای این خصوصیات و این عوارض است. اما به حمل شایع صناعی بالأخره آنچه که الآن در ذهن آمده است و در آن شک و خلافی نیست، آن چیست؟! چیزی است که به نفس اضافه شده، کم شده، نفس تغییر و دگرگونی پیدا کرده است و آن را کیف میگویند. نظر مرحوم صدرالمتألّهین این بود که به حمل شایع صناعی کیف است، همانطور که بیاض بر این قرطاس کیف است و این قرطاس ممکن است بیاض نداشته بعد بیاض بر آن عارض شده باشد، نفس هم که دارای این خصوصیتِ علم نبوده و بعداً علم در آن ارتسام پیدا کرده است کیفی است که آمده این نفس را دگرگون کرده و تغییر داده است؛ از شکلی به شکل دیگر درآورده است.
- 1. منظومه، ج 2، ص 484.
- . جهت اطلاع بیشتر به منظومه، ج 2، ص 121 رجوع شود.
- . الحکمة متعالیة، ج 1، ص 325.

