جلسه ۱۴۸
10تلمیذ: یعنی وقتی که انسان یک چیز را میبیند اوّل در نفسش حضور پیدا کرده؟!
استاد: بله، ببینید وقتی که انسان میخواهد یک چیزی را ببینید بهواسطۀ همین آلات و بهواسطۀ توجه نفس، این توجه نفس میآید آن ماهیت را در خودش میآورد و همزمان با آوردن این ماهیت در خودش یک صورتی هم به وزان خارج برای این میآورد.
تلمیذ: رتبۀ کدام مقدم است؟
استاد: اوّل حضور مقدّم است؛ اوّل بهطرف او میرود، اینطور نیست که اوّل صورت و یک نقشی بردارد بعد بگوید که حالا این نفس از چه حکایت میکند؟! حکایت از گوشت و استخوان و فلان در آن میکند. اینطور نیست بلکه اوّل نفس با توجه باطنی ـ بدون اینکه خود ما بفهمیم ـ میرود خودش را به او میچسباند وقتی که خودش را به او چسباند آنوقت یک صورتی شروع میکند قلمی کردن، نقاشی کردن، چشم و گوش گذاشتن، حافظه و استعداد گذاشتن، مراتب کمال و معنوی برایش تراشیدن، اوّل آن توجهی که نفس دارد به آن شیء میکند، آن را به خودش میآورد؛ همینطور دائم میآورد مثلاً من که الآن توجه به این چیز کردم خود ماهیت این را آوردم و در ذات خودم قرار دادم، منتها اینقدر این بههمچسبیده هست که وقتی میخواهم این را بیاورم صورت این را هم همزمان میآورم. لذا فقط یک صورت تنها نیست اگر فقط یک صورت و یک عکس باشد این صورت عکس است. شما فرض کنید عکس این پارچ را روی کاغذ بکشید، آیا هیچوقت میگویید که این پارچ است؟! نمیگویید، چون این عکس آن پارچ است ولی وقتی نگاه به این میکنید میگویید: پارچ است، بیا نگاه کن ببین پارچ است. شما چه تفاوتی بین عکس این و نفس این میبینید که آن را عکس و این را خود شیء میبینید؟! منبابمثال چه تفاوتی بین عکس آقای شیخ فلانی [با خود او] میبینید؟! عکسی که مثلاً در جیب شما است آنها که [یکی را] خیلی دوست دارند عکس آن محبوب را همیشه در جیبشان میگذارند! داخل کیفشان میگذارند! حالا من نمیدانم شما در کیفتان عکس ایشان هست یا نه، ولی وقتی به آن نگاه میکنید ممکن است ماچش کنید [و بگویید که] بهبه عکس ایشان است ولی هیچوقت با او حرف نمیزنید، چرا؟! چون این عکس جواب نمیدهد. نعوذبالله هیچوقت به او تف و لعنت نمیکنید چون هیچوقت جواب نمیدهد هیچوقت اشاره به او نمیکنید و اگر مطالبهای هم از او دارید هیچوقت از این عکس مطالبه نمیکنید بلکه این عکس را در جیبتان میگذارید و سراغ ایشان میروید. وقتی که ایشان را میبینید ـ اینکه اگر او این عکس است فرض کنید که حالا یک عکس قدی هم باشد چه فرق میکند خب این عکس، عکس است ـ چه حالی برای شما در دیدن عکس و دیدن خود آن شخص پیدا میشود؟! [این حال باهم فرق دارد] چرا؟! بهخاطر این است که این را در وجود خودتان مییابید بعد با او یک معاملهای انجام میدهید که با آن عکس انجام ندادهاید، یک ارتباطی با این برقرار میکنید که با آن عکس آن ارتباط برقرار نیست. این را علم حضوری میگوییم.

