جلسه ۱۴۸
7... ما أیْ لیسَ الحضورُ أیْ العلمُ الحضوری بِالمَحصُورِ خلافاً لِلمشّائین فإنَّهم حَصَروه فِی علمِ کُلَّ عالمٍ بِذاتِه و خَصُّوا العلمَ بالغيرِ بِالحصولي.1
... این علم حضوری محصور و محدود نیست بلکه در همۀ افراد و در همۀ اشیاء وجود دارد، خلافاً للمشائین که ایشان حصر کردهاند و فرمودند: هر عالمی علم به ذات پیدا کند و علم به غیر را علم حصولی دانستهاند.
برگشت تمام علوم به علم حضوری
و حتی اینکه شخصی علم به شیء دیگر پیدا کند، میگویند: این علم حصولی است اما بنا بر مکتب اشراقیین برگشت تمام علوم به علم حضوری هست این همان مبنای بسیار عالی است که اینها میفرمایند: برگشت تمام علوم حصولی ما به علم حضوری است یعنی تا شما وجدان نکنید، وجود غیر را احساس نکنید، وجود خودتان را احساس نکنید، حضور الشیء را پیش خودتان احساس نکنید، آن صورةالشیء پیش شما نخواهد آمد. شما ذات اشیاء را در پیش خودتان احساس میکنید بعد آن صورةالشیء پیش شما میآید.
البته این مطلب، مطلب بسیار دقیقی است که إنشاءالله تفصیلش را برای بعد میگذاریم. مرحوم علامه ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ هم در بدایه در یک جا و ظاهراً در نهایه هم این مطلب را در یک جا به اشاره بیان کردهاند که چطور برگشت تمام علوم حصولی ما به علم حضوری است و بدون علم حضوری اصلاً معرفت پیدا نمیشود، اصلاً علم پیدا نمیشود، علم حصولی فقط یک ارتباط است اما اینکه شما این امر را در خارج احساسِ وجدان میکنید درصورتی است که شما حضور آن شیء را پیش خودتان احساس میکنید؛ پیش نفستان حضور آن شیء را احساس میکنید والاّ صرف یک ارتباط موجب نمیشود که شما به یک شیء وجدان پیدا کنید، به یک شیء معرفت پیدا کنید، به یک شیء عرفان پیدا کنید، برگشت تمام عرفان به حضوری است.
علامت پیدایش عرفان واقعی
و لذا عرفان واقعی برای انسان آن وقتی پیدا میشود که انسان نسبت به پروردگار علم حضوری پیدا کند؛ ذات پروردگار را در خودش احساس و وجدان کند، آن علم حضوری است والاّ الآن ما هم میدانیم خدایی هست.
- . منظومه، ج 2، ص 487 و 488.

