
جلسه ۱۴۹
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۹
توضیحات:
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۹
3لازمۀ علم یعنی به ذات واقعی، نه فقط به شوائب ذات و صفات و آثار، در واقع علم به حقیقت ذات با علم ذات حق به ذات خودش وحدت و هوهویت دارد.
تلمیذ: یعنی خود حق؟
استاد: بله خود حق.
نظرییۀ مشائین در تقسیم علم
خِلافاً لِلمشائین فَإنَّهُم حَصَرُوهُ فِی عِلمِ کُلِّ عالِمٍ بِذاتِهِ وَ خَصُّوا العِلمَ بِالغیرِ بِالحصولی حَتّی إنَّهم رَأوا أنَّ عِلمَهُ تَعالیٰ بِالغیرِ قَبلَ الإیجادِ حصولیٌ ارتسامیٌ.1
خلاف مشائین که علم حضوری را در علم هر عالمی به ذات خودش محصور کردند و علم به غیر را حصولی میدانند که علم خداوند متعال قبل از ایجاد علم حصولی و ارتسامی است.
بنابراین همین یک مطلبی که اینها میگویند ما را به خیلی از مسائل میرساند که اصلاً مشائین عالم ثابتات را قبول ندارند، مشائین عالم ثبوت صور برزخیه را قبول ندارند مشائین صور ملکوتیۀ اشیاء را قبول ندارند چون آنجا دیگر زمان نیست، اینها تدریجی الحصول نیستند، یعنی یک مطلب را بخواهند بیان کنند خیلی از قواعد زیر پا میرود مثلاً یک ارتسام کل عالم و نظام فلسفی را بههم میریزد.
وَ لَیسَ کَذلِک بَلِ الحُضوریُّ ثابتٌ فِی العِلمِ بِالمعلولِ کَصُورٍ فِی عِلمِنا الحُصولی. إن کانَتِ الکافُ تَمثیلیةً کانَ المرادُ بِالصُور ما هِیَ کَالخیالات بَناءً علی أنَّ العِلمَ بِها بِالإنشاءِ و الفَعالیةِ.2
«اینطور نیست بلکه حضوری در علم به معلول ثابت هست مثل صور حصولی که در علم ما هست آنهم همینطور است»، آن صوری که در علم ما حاصل میشوند همه حضوراً عند النفس حاضر هستند، گرچه ابتدایشان حصولی بوده است ولی تحقق و قرارشان حضوری است. «اگر کاف را تمثیلی بگیریم یعنی علم به معلول مانند صور [باشد] بهخاطر اینکه نفس، علت است و این صور معلول هستند مثل تخیلات میماند.»
نفس، خالق و فاعل صور خیالیه
«بِالإنشاءِ و الفَعالیةِ»؛ حالا این صور خیالیه هم دو نوع است: یکی اینکه شما نفس را خالق و فاعل میگیرید که این همان قول حق است و دیگر اینکه نفس را قابل میگیرید و برای حالّ، محل میگیرید یعنی آن عقول فعاله و آن نفس کلی موجب ایجاد این صور شدهاند بعد آن صور را در نفس ما داخل کردهاند [یعنی] نفس ما ظرف شده است و صور مظروف شدهاند.
- . منظومه، ج 2، ص 488.
- . همان.
