جلسه ۱۵۰
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
غررٌ فی الأعراضِ النِّسبیةِ فَمِنها الأینُ و المتیٰ.
هیئة کون الشـیءِ فِی المکانِ *** أین متیٰ الهیئة فِی الزَّمان هیئة ما یحیط بِالشـیءِ جدة *** بِنقلِهِ لِنَقلِه مقیدة الوضعُ هیئةٌ لِشـیءٍ حاصلا *** مِن نسبةِ الأجزاءِ بعضها إلی بعض و مِن نسبَتِها لِخارجِ *** للکون بِالحسِّ مشاراً قَد یجی الفعلُ تأثیراً بدا تدرجا *** تأثر کذاک الانفعال جا إنَّ المضافَ نسبةٌ تکرر *** منهُ الحقیقیُ و ما یشتَهَر و فِی المضافِ الانعکاسِ قَد لزم *** تکافؤ فعلاً و قوةً حتم اختلف المضاف أو تَشاکلا *** و یعرض الجمیع حتی الأولا1 هیئةٌ تَحصُلُ مِن کونِ الشَّیءِ فی المکانِ أین.2
«أین» چیست؟! «هیئتی که از بودن شیء در مکان و انتساب شیء در مکان و تحقق شیء در مکان پیدا شود أین میگویند.» أین عبارت از آن لباسی است که شیء به خود میپوشد که پوشیدن آن لباس، همان وجودش در آن مکان است حالا ما تعبیر از پوشیدن لباس میآوریم. پس به خود شخص أین نمیگویند، به خود مکان هم أین نمیگویند. اصلاً به مکان أین گفته نمیشود تااینکه مظروفی نداشته باشد؛ شما الآن به این کتاب أین نمیگویید، بلکه این کتاب است چه موقع این کتاب أین میشود؟! وقتی که من کاغذ را روی آن بگذارم، حالا این کتاب ظرف شد و اینهم مظروف شد. اتاق مکان نیست بلکه گچ، آجر، آهن، فرش و امثالذلک است چه موقع این اتاق أین میشود؟! وقتی که شیئی در این اتاق بیاید. پس اینطور نیست که ما به فضای خارجی أین بگوییم.
تعریف أین
بلکه أین عبارت از وجود هر شیئی در یک مظروفی است یعنی از بودنش در یک مظروف میگویند: تَحقّقَ الأین؛ أین متحقق شد و علتش این است که قبل از اینکه خود آن شیء بیاید آن أین نبود مثلاً الآن دست من دست است؛ پنجتا انگشت و ناخن و پوست است، به این دست میگویند اما وقتی که الآن این پَر وارد دست من شد میگویند: الآن دست من أین برای این شیء خارجی میشود. از بودن یک شیء در شیء دیگر أین پیدا میشود. در واقع عرضی پیدا میشود که آن عرض بر این مظروف عارض میشود. «تَحقّقَ الأین» یعنی تحیّز در مکان برای او پیدا میشود؛ بودنش در مکان برای او حاصل میشود. اما به خود آن شیء أین گفته نمیشود.
- 1. منظومه، ج 2، ص 490.
- . منظومه، ج 2، ص 491.

