جلسه ۱۵۱
توضیحات:
المقصد الثالث في الإلهيات بالمعنى الأخص الفريدة الأولى في أحكام ذات الواجب بهر برهانه 58. غرر في إثباته تعالى
جلسه ۱۵۱
8حالا فرض کنید ما در نجوم به اینها هم برسیم، این علوم را هم بخوانیم و برسیم که فلان کهکشان ...، اینکه راه معرفت خدا نیست.
راه معرفت خدا
راه معرفت خدا به این است که همینجا بنشینی در همین اطاق و از همینجا نهتنها نگاه کنی به آن کهکشان ببینی چه خبر است بلکه باید صاف بلند شوی و به همانجا بروی نهاینکه همانجا بروی بلکه از آنهم بالاتر بهجای اینکه بلند شوی آنجا بروی احاطۀ عِلّی پیدا کنی یعنی تمام آنها را در وجود و در نفس خودت جا بدهی! این حالا یک چیزی شد! [نهاینکه] دائماً بگویید: برویم علوم آزمایشگاهی بخوانیم تا به معرفت خدا پی ببریم! حالا پی بردید؛ خدا آنقدر فلان فلان فلان است که یک ویروس ایدز را در بدنت میاندازد که منبابمثال تمام قدرت و دفاع را از تو میگیرد بعد هم آن را برمیدارد ویروس دیگر میاندازد! این تناسل و تکاثر و فلان میکند نصف میشود، چه میشود، میزاید، از این چیزها ترشحات، زهر، پادزهر فلان از این چیزها حالا آخرش که چه شد؟! بله، خدا اینها را دارد، ما چهکار کنیم؟! این معنای «علیکم بدین العجائز» است!1 اینکه امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرمایند: «علیکم بدین العجائز» یعنی واقعاً حضرت به سلمان فارسی هم همین حرف را میزند «علیک بدین العجائز»؟!
از آن چرخه که گرداند زن پیر *** قیاس چرخ گردنده همان گیر2 یعنی این پیرزن هست هِرهرهر دارد میچرخاند تا آنجا که بعد میگوید از کجا فهمیدی؟! دستش را برداشت، چرخ ایستاد، گفت: به این دلیل خدا هم هست تمام شد؟!
آقایان این را میگویند دیگر در کتابهایشان نوشتهاند؛ آقا ما مکلف هستیم که دین عجائز را بگیریم فقط همینمقدار، دیگر بیش از این مکلف نیستیم!3
تو بله! اگر تو مکلف نبودی این حرف را هم نمیزدی، تو نمیفهمی تکلیف تو همین است! ولی آیا سلمان هم بهاندازۀ همین فهمید؟! آیا خود امیرالمؤمنین هم بهاندازۀ همین فهمید؟! چه شد؟! آنها بالاتر بروند و [به تو] بگویند: تو پایینتر را بگیر؟! چرا؟! اینکه ظلم است چرا نباید این حقایق برای همه منکشف شود؟! پس خطاب به این افراد است که وقتی ائمه علیهمالسّلام میفرمایند: «علیکم بدین العجائز» یا «لا تَفکّروا فی ذات الله» یا امثالذلک معنایش این است که این شخصی که میخواهد یک دینی داشته باشد حداقل باید بهاندازۀ دین این پیرزن باشد مثلاً خطاب به اَشعَث و فلان و ابوموسی اشعری، بله حالا حضرت به ابوموسی اشعری سرِّ مُستَتِر بگویند؟! عمرو عاص او را فریب داد او چه میفهمد لذا حضرت به آنها اینطور میگوید! ولی بقیه را هم بگویید که حضرت میفرماید:
- . بحار الأنوار، ج 66، ص 135.
- . خمسه نظامی، خسرو و شیرین، بخش ۳ ـ در استدلال نظر و توفیق شناخت.
- . مصدر در حال بررسی.

