اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۲

0
منظومه
منظومه

المقصد الثالث في الإلهيات بالمعنى الأخص الفريدة الأولى في أحكام ذات الواجب بهر برهانه 58. غرر في إثباته تعالى

جلسه ۱۵۲

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • بحث دوم راجع به صفات پروردگار متعال است. بحث سوم هم راجع به افعال است البته ایشان می‌فرمایند که در بحث اثبات ذات بحث از صفات هم ممکن است بیاید یا بحث از احکام هم ممکن است استطراداً لا بالذات بیاید.

  • تعریف واجب‌الوجود

  • حالا واجب‌الوجود چیست؟ می‌فرماید: هر چیزی که «ذاتُه بذاتِه و لِذاته» باشد. ذاتش «بذاته» است یعنی مستقل است و استقلال ذاتی دارد نه بالغیر و «لِذاته» هست یعنی از غیر برایش این تَشَؤُّن ذاتی نیامده است بلکه خودش فی‌حدّنفسه هست. این را ذات واجب‌الوجود بالذات می‌گوییم که عبارت از حق متعال است.

  • ما دو حیثیت در اینجا داریم؛ یکی حیثیت تقییدیه و دیگری حیثیت تعلیلیه البته حیثیت اطلاقیه هم داریم که آن مورد بحث نیست. حمل محمول بر موضوع یا واسطۀ در عروض دارد یا واسطه ندارد. در آنجایی که واسطۀ در عروض ندارد مثل «زیدٌ حیوانٌ»، «الإنسانُ حیوانٌ ناطقٌ»، الآن حمل حیوانیت بر انسان واسطۀ در عروض ندارد بلکه حملِ هوهو است. یک وقت این حمل واسطۀ در عروض دارد مانند اینکه می‌گوییم: «زیدٌ الجالسُ فی سفینة مُتحرکٌ» چرا؟! «لِتَحرُکِ السفینَة». این حرکت سفینه واسطۀ در عروض است برای حمل حرکت بر زید؛ خود زید به‌تنهایی متحرک نیست. این حیثیت تقییدیه می‌شود.

  • حالا اگر گفتیم که «زیدٌ موجودٌ» این حمل «موجودٌ» بر «زید» آیا حمل بدون واسطۀ در عروض است یا با واسطۀ در عروض است؟! یعنی خود زید ماهیت زید ذاتاً حمل «موجودٌ» را اقتضا می‌کند؟! می‌بینیم نه، او امکان است ممکن بالذات است؛ زید امکان ذاتی دارد و امکان ذاتی اقتضا وجود نمی‌کند بلکه نسبتش با وجود و عدم علی‌السّواء است؛ «إنَّ الماهیتةَ مِن حَیث هی لا لیسٌ و لا اَیسٌ».

  • بنابراین برای اینکه این موجود بر زید حمل شود ما یک واسطه می‌خواهیم یک حیثیت می‌خواهیم، نمی‌توانیم بگوییم که «زیدٌ مِن حَیث إنَّه زیدٌ موجودٌ»، بلکه «زیدٌ مِن حیث إنَّه زیدٌ لا موجودٌ و لا معدومٌ». بله، «زیدٌ مِن‌ حیث تعلُّقِ الوجودِ به فهو موجودٌ» این حیثیت تقییدیه می‌شود چون وجود به این زید تعلق گرفته است پس فعلاً «موجودٌ»؛ یعنی «موجودٌ» محمول برای زید هست مقیّد به عروض وجود بر زید، پس قبل از عروض وجود بر زید، «موجودٌ» بر زید بار نخواهد شد درست شد؟! اما در مورد پروردگار متعال و مبدأ اوّل این‌طور نیست؛ «الله موجودٌ لا بِالحیثیة التقییدیة بَل موجودٌ بذاته»؛ حیثیت نمی‌خواهد، واسطۀ در عروض نمی‌خواهد بلکه خود «الله موجودٌ لا بتعلق الوجود عَلیه بَل الله موجودٌ بِنفسِه و هو الوجودُ و هو مفیضُ الوجود و هو اوّلُ الوجود»؛ پس خداوند متعال «ذاتُه بذاته»، «بذاته» یعنی بدون حیثیت تقییدیه خودش ذاتاً مستدعی حمل «موجودٌ» بر ذات خودش هست، بدون واسطه و بدون حیثیت تقییدیه. این یک مطلب.