جلسه ۱۵۲
3تعریف حیثیت تعلیلیه
دوم اینکه یک حیثیت هم داریم که حیثیت تعلیلیه است حیثیت تعلیلیه به این میگویند که برای حمل محمول بر این موجود ما یک واسطۀ عِلّی میخواهیم و بدون آن واسطۀ علّی نمیشود حمل کرد. این را واسطۀ در ثبوت میگویند واسطۀ در ثبوت، مثلاً «اَلمفتاح متحرکٌ مِن حیثُ إنَّه مفتاحٌ»؟! نه، «اَلمفتاح متحرکٌ لِتحرِّکِ الید» یک ید در اینجا میخواهیم. «زیدٌ موجودٌ بالحیثیة التعلیلیة» وقتی که شما زید را نگاه میکنید ماهیت زید را نگاه میکنید این در اینجا حیثیت تقییدیه میخواهد تااینکه «موجودٌ» را بر آن حمل کنیم یعنی ماهیت زید «مِن حَیثٌ إنَّهُ ماهیةٌ لا موجودَةٌ و لا معدومة» پس چرا حالا «موجودَةٌ»؟! بهخاطر وجود خاص، چون این وجود خاص آمد بر این ماهیت بار شده، عارض شده و حمل شده است لذا شما میتوانید «موجودٌ» را حالا بر این زید حمل کنید؛ این زیدی که در اینجا ماهیت است.
حالا اگر شما خود این وجود خاص را درنظر گرفتید، ـ بالأخره حالا این وجود خاص که آمد ـ آیا میتوانید بگویید که «زیدٌ موجودٌ مِن حیثُ هو»؟! نه، باز نمیتوانید بگویید که «زیدٌ الموجود بهذا الوجود الخاص» این «زیدٌ موجودٌ» یعنی زیدی که الآن درست شده است، پدر و مادری که این زید را درست کردند حالا زید به دنیا آمده است حالا که این جناب زید به دنیا آمده است و برایش هم اسم گذاشتهاند «زید»، حالا آیا حمل «موجودٌ» بر این وجود خاص باز واسطه میخواهد؟! باز حیثیت تعلیلیه یا تقییدیه میخواهد؟! بله، میخواهد. چرا؟! چون میگوییم: همین وجود خاصی که الآن در اینجا هست و «موجودٌ» را بر آن حمل کردید آیا این روی پای خودش ایستاده یا متدلّی و متکی به غیر است؟! میگوییم که متکی به غیر است. این حیثیت تعلیلیه میشود یعنی «زیدٌ الموجود بهذا الخاص موجودٌ لِاتّکائِه عَلی الغیر» چون وجود منبسط و بسیطی هست این وجود خاص بهوجود آمده است اگر آن وجود بسیط نبود این وجود خاص هم نبود این وجود متعیّن هم نبود. این حیثیت تعلیلیه میشود. یا منبابمثال تعلق حرارت به آب «اَلنّارُ مُسخِّنٌ لِلماء» یا میتوانیم بگوییم که «اَلماءُ مُتسخِّن»؛ حمل تَسخُّن بر ماء آیا به حیثیت تعلیلیه است یا بدون حیثیت تعلیلیه؟!

