اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۲

0
منظومه
منظومه

المقصد الثالث في الإلهيات بالمعنى الأخص الفريدة الأولى في أحكام ذات الواجب بهر برهانه 58. غرر في إثباته تعالى

جلسه ۱۵۲

4
  • تعریف حیثیت اطلاقیه

  • به ‌عبارت دیگر به حیثیت اطلاقیه است؛ حیثیت اطلاقیه آن است که خود حمل آن محمول بر آن موضوع هیچ نمی‌خواهد خودش اطلاق است چون این موضوع مطلق است ذاتاً اقتضاء می‌کند که این محمول بر آن حمل شود مثل «الإنسانُ مِن ‌حیث هو إنسانٌ حیوانٌ ناطق»؛ ذات انسان حیوان ناطق است چیز دیگری نمی‌خواهد یعنی اقتضای ذاتی انسان «مِن حیثُ هو»، اصلاً کاری به وجود نداریم که وجود بر آن حمل شده است یا نشده است هیچ کاری نداریم بلکه اقتضائیت ذات انسان حیوانیت و ناطقیت است اقتضائیت ذات ماء سیلان است اقتضائیت ذات نار حرارت است اقتضائیت ذات شمس اناره و ضوء است اینها اقتضاء ذات هستند و به آنها حیثیت اطلاقیه می‌گویند یعنی ما در اینجا قیدی نیاوردیم یا علتی برای حمل محمول بر موضوع نیاوردیم بلکه گفتیم: «الإنسانٌ مِن حَیثُ هو اِنسانٌ» نه «مِن‌ حَیثُ إنُّه موجودٌ»، گاهی اوقات می‌گوییم که «اَلجِسمُ ظاهرٌ مِن حیثُ إنّهُ مُلَّوَنٌ»، خود جسم ظهور ندارد ما در اینجا باید یک حیثیت بیاوریم که آن حیثیت تقییدیۀ ما اوّلاً به او خورده است بعداً به جسم خورده است، اوّل آن ظهور به لون خورده است؛ وقتی شما یک جسم را می‌بینید جسم را که نمی‌بینید بلکه رنگش را می‌بینید والاّ کیف تعلق به جسم نگرفته است. ابصار تعلق به کیف است؛ یکی از اقسام کیف، بصر است، مبصرات است مثلاً اینکه الآن شما می‌گویید: «من کتاب را دیدم»، شما کتاب را ندیده‌اید بلکه رنگ کتاب را دیده‌اید والاّ اگر شما با دیدن یک کتاب [خودش را دیده‌اید] پس باید بدانید یک کتاب چند کیلو وزن دارد شما که نمی‌دانید، شما رنگ کتاب را دیده‌اید ولی می‌گویید: کتاب را دیدم، این دیدن محمول است بر کتاب منتها به حیثیت تقییدیه «مِن حیثُ إنَّه مُلَوَّنٌ» رنگ کتاب باعث شده شما کتاب را ببینید پس این ظهور به لون خورده است و لون هم واسطۀ در ثبوت است این عارض بر این کتاب شده است. اما حیثیت اطلاقیه این است که هیچ این‌طور نیست بلکه این است که شما محمولی را بر موضوعی حمل کنید بدون یک واسطه‌ای؛ در مورد خداوند متعال می‌بینیم که حمل «موجودٌ» بر او نه حیثیت تقییدیه دارد نه حیثیت تعلیلیه، بلکه حیثیت اطلاقیه است. در واقع این‌طور نیست که خداوند ماهیتی است که به‌واسطۀ وجود خاصی که بر آن ماهیت عارض شده شما بتوانید «موجودٌ» را بر او حمل کنید که این واسطه تقییدیه می‌شود. نه‌اینکه خداوند قوام بالغیر دارد و به‌واسطۀ قوام بالغیرش بااینکه وجود خاص بر خداوند عارض هست به‌واسطۀ قوام بالغیرش این موجود بالغیر می‌شود، هیچ‌کدام از این دوتا نیست بلکه حیثیت حمل «موجودٌ» بر خداوند متعال حیثیت اطلاقیه است؛ «الله مِن حَیث هُو اللهُ مَوجودٌ»، «إنَّ اللهَ مِن حَیث هُو هُو مَوجودٌ» در اینجا است که می‌گوییم: وجود عین ذات است و ذات عین وجود است؛ «اَلحق ماهیتُه إنیّتُه إذ مُقتضی العروضِ مَعلولیتُه» در اینجا است که می‌گوییم: وجود عین ذات است و ذات عین وجود است و اینها از همدیگر جدا نیستند. این تنها و تنها موردی است که در اینجا می‌توانیم وجوب را بر وجوب بدون حیثیت تقییدیه یا تعلیلیه حمل کنیم.