جلسه ۱۵۲
5این اثبات واجبالوجود میشود که از آن تعبیر به «ما» شارحه میآورند که «ما» شارحه مقدّم بر هلیۀ بسیطه است. ما میخواهیم ببینیم اصلاً واجبالوجود چه هست؟ واجبالوجود آن وجودی است که ... آن موجودی است که حمل آن موجود بر خودش حیثیت تعلیلیه و یا تقییدیه نمیخواهد این را واجبالوجود میگویند. حالا شما چطور بعداً اثبات واجبالوجود میکنید مثلاً از راه برهان صدیقین یا از راه برهان فلان و ... اینها دیگر بماند، فعلاً با «ما» شارحه [اثبات میکنیم]. مثلاً از شما سؤال میکنند که آقا ضبط صوت به چه میگویند؟ میگویید: ضبط صوت یک چیزی است که صدا را ضبط میکند همین! عجب! پس چنین چیزهایی هم هست؟! آن موقع زمان رضاشاه رادیو بود ولی هنوز ضبط نیامده بود، میگویند: رضاشاه نطقی کرده بود بعد آن نطق را صبح پخش کردند و همان را عصر هم پخش کردند. مردم میگفتند: عجیب است! اصلاً تکان نخورده است! همان کلامی را که صبح گفته بود همان را عصر گفت! هنوز نمیدانستند ضبط آمده است همان ضبطهای قِرقِری بود...
تلمیذ: گرامافون بود؟
استاد: نه، نوارهای کاتریک بود از این قرقرهایها، مردم میگفتند: عجب شاهی داریم! حافظۀ عجیبی دارد! عین همان صحبت را عصر هم بیان کرد مثلاً بینالجملتین همانجا ...! بعد دیگر کمکم فهمیدند که صدایش را ضبط کرده بودند!
حالا یک وقت «ما» شارحه میگوید: ضبط صوت چیست؟ میگوییم: آنچه که با آن صدا را ضبط میکنند. بعد با هل بسیطه سؤال میشود؛ حالا هست یا نه؟! بعد حالا سؤال میشود که چیست؟! میگوییم: این یک هِد دارد، هِد ضبط است، هد پخش است این سیمها داخلش هست، قرقرهها هست، این امواج الکتریسیته میآید روی این نوار تأثیر میگذارد و ... این میشود «ما» حقیقیه، فعلاً در واجبالوجود داریم از «ما» شارحه بحث میکنیم بعداً میآییم میگوییم: «این هست» و برای «هست» باید دلیل بیاوریم که چرا هست؟! برو دیگر در سلسلۀ علّیت که این عالم بنّا دارد و ... از این چیزها.

