اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۲

0
منظومه
منظومه

المقصد الثالث في الإلهيات بالمعنى الأخص الفريدة الأولى في أحكام ذات الواجب بهر برهانه 58. غرر في إثباته تعالى

جلسه ۱۵۲

7
  • قولُهم بِذاتِهِ و لِذاتِهِ کَالظَّرفِ و المجرورِ إذَا افْتَرَقا اجْتَمَعا و إذَا اجتَمَعا افترَقا.1

  • «قول اینها بذاته و لذاته مثل ظرف و مجرور می‌ماند وقتی که تنها تنها بیاورید هرکدام اینها با یکدیگر جمع‌اند» یعنی وقتی که ظرف می‌گویید، ظرف و مظروف هردو مورد لحاظ است یا وقتی که جار بگویید، جار با مجرور هر دو باهم لحاظ می‌شوند یعنی جار و مجرور یکی هستند ولی اگر جداجدا گفتید؛ گفتید: جار و مجرور را در این کلمه به من نشان بده یعنی منظور شما جارِ تنها است و مجرورِ تنها است چون خصوص هر لفظی را درنظر گرفتید. من‌باب‌مثال یک وقت می‌گویید که آقای فلانی را دعوت کنید، آقای فلانی بیاید، درحالی‌که این آقای فلانی یک نوکر دارد که این نوکر همیشه با او است وقتی که آقای فلانی را تنها بگویید آن نوکر هم طبعاً با او می‌آید، بالأخره ملازم آقا است ـ چه می‌گویند؟! ـ چراغ‌کش می‌گویند، فانوس‌کش می‌گویند، علماء و اینها قبلاً فانوس‌کش داشتند! اما یک وقت می‌گویید: آقا تشریف بیاورید و آن آقای فانوس‌کش را هم بیاورید یعنی من به آن آقا هم نظر دارم ایشان باید تشریف بیاورند. این «إذَا اجتَمَعا افترَقا» است یعنی وقتی هردو باهم جمع شوند برای هرکدام از اینها حساب جداگانه‌ای باز شده است.

  • تلمیذ: ما فانوس‌کش‌های شما هستیم!

  • استاد: ما فانوس‌کش‌های شما هستیم آقا!

  • در اینجا «بذاته» و «لذاته» همین‌طور است هرجا که «بذاته» ببینید منظور «لذاته» هم هست یا اگر یک‌ جا «لذاته» شنیدید «بذاته» هم منظور است ولی چون در اینجا «بذاته» و «لذاته» دوتا آمده است پس معلوم است که روی هر کدام یک عنایت خاصی هست «بذاته» حیثیت تقییدیه را خارج می‌کند و «لذاته» حیثیت تعلیلیه را خارج می‌کند.

  • فَالمرادُ بالأوّلِ نَفیُ الحیثیةِ التقییدیةِ کَما فی موجودیةِ الماهیةِ الإمکانیةِ و بِالثَّانی نَفیُ الحیثیةِ التعلیلیةِ کَما فی مَوجودیةِ الوُجوداتِ الخاصَّةِ الإمکانیةِ.2

  • «مراد از اوّل نفی حیثیت تقییدیه از وجود باری‌تعالیٰ است، همان‌طوری‌که در موجودیت ماهیات امکانیه، این حیثیت، حیثیت تقییدیه است.» وقتی که می‌گویید: زیدٌ موجودٌ در اینجا حمل وجود بر این ماهیت زید بالحیثیة التقییدیة است؛ چون زید به وجود خاص موجود است لذا موجودٌ، اگر زید به وجود خاص موجود نبود لَیسَ بموجودٍ، این حیثیت تقییدیه می‌شود.

    1. منظومه، ج 3، ص 504.
    2. منظومه، ج 3، ص 504.