جلسه ۱۵۳
3محالیت انتزاع مفاهیم متکثره از شیء واحد بما هو واحد
اما آنچه که بهنظر میرسد و بعداً هم عرض خواهد شد این است که امکان ندارد شما یک مفاهیم متکثرهای را از شیء واحد بما هو واحد انتزاع کنید؛ انتزاع مفاهیم متکثره از امر واحد بماهو واحد و بسیط عقلاً محال است مگر اینکه این مفاهیم در مرحلۀ مصداقیت، دیگر مصداقیت نداشته باشند اما وقتی که میگویید: «علم و قدرت» و خودتان برای مفهوم یک وجود خاصی را قائل هستید چطور ممکن است با آن قدرت یکی باشد؟! بله، ممکن است منشأ انتزاع علم و قدرت امر واحدی باشد که آن وجود است و آن وجود بسیط است، اگر اینطور باشد بنابراین دیگر در آن مقام، مصداق برای علم نیست. اگر شما مصداق را درنظر میگیرید مصداق یعنی وجود متشخص، وجود متعیّن، وجود متعیّن زید با وجود متعیّن عمرو و بکر سهتا است، زید و عمرو و بکر و خالد فرق میکند، درست شد؟!
بله، اگر مادۀ آنها را بردارید و بسوزانید و خاکستر کنید و یککاسه کنید یکی میشوند ولی تا وقتی که شما اسم زید روی این گذاشتهاید این دیگر عمرو نیست بلکه زید است، شکلش اینطور است، وضعش اینطور است، قیافهاش اینطور است، طولش اینطور است، عرضش اینطور است، خصوصیاتش اینطور است، استعدادش اینطور است، حافظهاش اینطور است؛ همۀ اینها اختلافاتی است که در این است و این اختلافات مصادیق این مفاهیم هستند، مفهوم زید هستند، عمرو هستند، بکر هستند.
وقتی شما اینها را به اصل الوجود برگرداندید دیگر مصداقی برای علم نیست تااینکه با قدرت و حیات وحدت داشته باشد و این منشأ اختلاف بین عرفا و حکما است و منشأ اختلاف بین آن آیتین عَلَمین1 است که آنها با حفظ مصادیق مفاهیم صفات کمالیۀ پروردگار قائل به وحدت آنها با ذات بودند درحالیکه مرحوم سید مقام بالاتری را برای ذات از این مفاهیم و مصادیق صفات کمالیه قائل بود که آن مقام بالا مقام هوهویت بود. دیگر در آن مقام، مصداق علم نیست، دیگر در آنجا فقط هو است بدون علم و بدون قدرت و بدون حیات، اگر از آن مقام پایینتر بیایید هم مفهوم درست میشود و هم مصداق درست میشود که مصداق هم با یکدیگر تفاوت پیدا میکنند.
- . منظور مرحوم سید احمد کربلایی و شیخ محمدحسین غروی اصفهانی میباشند.

