جلسه ۱۵۳
14وَ رُبَما یَسلُکُ طَریقَ حَرکَةِ الأفلاک بِأنَّها لَیسَتْ طَبیعیةً بَل نَفسانیةٌ فَهِی لِغایةٍ لَیسَتْ شَهویةً أو غَضَبیةً.1
«گاهی اوقات این آقا به طریق حرکت افلاک میخواهد برسد، حرکت افلاک حرکت طبیعیه نیست» که از یک مکانی به یک مکان دیگر باشد و مستقیم باشد، حرکت طبیعیه حرکت مستقیم است؛ از یک جا بهجای دیگر مستقیم است چون از یک جا فرار میکند و به یک جا میل پیدا میکند «بلکه این حرکت، حرکت نفسانیه است» یعنی خود افلاک بهواسطۀ حرکت نفسانیاتشان این حرکات را انجام میدهند، بهواسطۀ میل باطنشان این حرکات را انجام میدهند «پس این حرکت یک غایتی دارد که نه شهوی است نه غضبی است». شما هر حرکتی انجام میدهید بالأخره یا شهوی است یا غضبی است، درست است؟! چون آنها شهوت و غضب ندارند که حرکتشان حرکت شهوی و غضبی باشد.
لِبَراءتِها عَنها و لا إیصالَ نَفعٍ إلی ما دونِها إذ لا وَقَعَ لَه عِندَها و لا بَعضُها لِبَعضٍ و إلاّ لَم یَنتَهِ عددُ الأجسامِ إلی حَدٍ فَیَجِبُ أن یَکونَ غایَتُها أمراً غیرَ جسمانیٍّ إمّا واجبٌ أو مُنتَهٍ إلیه.2
«چون افلاک از شهوت و غضب بریء هستند و نهاینکه میخواهند به مادونشان نفع برسانند زیرا پیش آن افلاک وقعی برای این نفع نیست یعنی استکمال از مادون پیدا نمیکنند تااینکه بخواهند نفع برسانند و این حرکت اینها بهسمت بعضی از افلاک نیست والاّ عدد اجسام به یک حدّی نمیرسد»؛ چون این حرکتش بهسوی آن است پس باید یک فلکی هم آنجا باشد آنهم به یک فلک دیگر حرکت داشته باشد پس آنهم باید یک حرکتی به دیگری داشته باشد إلی ما لا نهایة له. «پس واجب است که غایت حرکت این افلاک یک امر غیر جسمانی باشد» یعنی اینها یک مطلوب دیگری را طلب میکنند «حالا آن یا واجب است یا به واجب منتهی میشود»، اینهم از این راه که البته الآن این حرکت افلاک را قبول ندارند.
- . منظومه، ج 3، ص 507.
- . منظومه، ج 3، ص 507.

