اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

المقصد الثالث في الإلهيات بالمعنى الأخص الفريدة الأولى في أحكام ذات الواجب بهر برهانه 58. غرر في إثباته تعالى

جلسه ۱۵۳

16
  • خدا رحمت کند مرحوم آقا ـ رضوان‌ الله‌ تعالیٰ علیه ـ به من همیشه می‌فرمودند که هیچ‌وقت فکرت را صرف علوم جزئی نکن، اینها اتلاف وقت‌اند! همیشه علوم کلی را پیدا کن، علومی را بخوان که آنها علوم کلی هستند. تاریخ، سیاست، جنگ، مزخرفات و همۀ اینها چیزهای جزئی است که انسان را از آن اثر کلی باز می‌دارد، اینها همه مسببات جزئی است. حسن چه‌کار کرد؟! تو برو ببین آن بالا چه‌کار کرده است که در کلۀ حسن این آمده است! چرا حالا به حسن نگاه می‌کنی به حسین نگاه می‌کنی؟! می‌گفتند که هیچ‌وقت کلۀ خود و وقت خودت را به جزئیات [مشغول نکن و نگذران] این جزئیات یک منشاء به کلیات دارند آن‌وقت تو در همان‌جا ماندی! آنجا برو و آن سر را پیدا کن. فَتَدبّر جَیّدا!

  • و تَرِدُ عَلی جَنابِهِ فَلابُدَّ أن یَنتَهی المَطالبُ إلی مَطلوبٍ بِه تَطمَئِن القُلوبُ و هُو المَطلوبُ وَ أما مَن فی طریقِ حُدوثِ العالم لِإثباتِ صانِعهِ قَد انتَهج مِنَ المتکلِّمین فِإنَّهُ عَن مَنهَجِ الصِّدقِ خَرَجَ لِأنَّ مَناطَ الحاجةِ إلی العِلةِ هُو الإمکانُ فَقط لا الحُدوثُ و لا الإمکانُ مَعَ الحُدوثِ و لا الإمکان بِشرطِ الحدوث.1

  • «و بر آن جَناب وارد شود ـ جِناب نه، جَناب خدا؛ به آن درگاه جَناب می‌گویند ـ چاره‌ای نیست که مطالب به مطلوبی برسد که به آن مطلوب تطمئن القلوب که مطلوب همان است اما کسی که در راه حدوث عالم برای اثبات صفاتش سیر کرده است» که از حدوث به مُحدِث پی‌ببرد به اینکه العالم متغیّر و کلُّ متغیّرٍ حادثٌ فَالعالمُ حادثٌ «او از منهج صدق خارج شده است.» وقتی که ما از حدوث بخواهیم به محدث او پی ببریم ـ از راه حدوث عالم ـ از منهج صدق خارج شده‌ایم. چرا؟! چون ما قبلاً عرض کردیم که «ملاک برای نیاز ممکن به علت حدوث نیست بلکه ملاک امکان ذاتی است»، اگر شما امکان ذاتی را برای عالم ثابت کردید این امکان ذاتی شما را به واجب بالذات می‌رساند اما اگر حدوث را بخواهید برای عالم ثابت کنید، حدوث شما را نمی‌رساند چون حدوث لازمۀ برای عالم نیست چون حدوث این را لازم نگرفته است چون فقط مناط حاجت به علت، امکان است و امکان موجب جلب علت است و امکان است که علت را به ‌خود می‌طلبد و آن علت را واجب بالذات می‌کند، «نه‌اینکه حدوث علت را به‌سمت خود جلب کند». البته حدوث نیست اما همان‌طوری‌که ما قبلاً در اینجا هم عرض کردیم حدوث امکان ذاتی را لازم گرفته است یعنی در واقع در اینجا واسطه می‌خورد، وقتی که حدوث امکان ذاتی را لازم گرفته است ... امکان ندارد حدوثی باشد بدون امکان ذاتی.

    1. منظومه، ج 3، ص 509.