جلسه ۱۵۴
توضیحات:
59. غرر في توحيده
جلسه ۱۵۴
10و عَلَی الثانی کانَ کُلٌ مِنَ الوَحدَةِ و الکَثرَةِ عَرَضیاً لَه فَیَلزَم ما أشَرنا إلیه بِقولِنا أو کانَ صِرفُ الوجود الَذی هو الواجِبُ تعالیٰ فی وَحدَتِه مُعَلَّلاً بِالغَیر.1
حالا اگر کثرت بر او عارضی باشد یعنی خودش به نسبت به کثرت و وحدت علیالسواء است و کثرت بر او عارض شود، «هرکدام از وحدت و کثرت بر او عارض میشوند اینکه ما میگوییم لازم میآید یا صرف الوجودی که واجب است در وحدت مُعلَلِ بالغیر باشد» یعنی «غیر» این وحدت را به این اعطا کرده باشد. پس این دیگر واجب نیست.
بُرهان آخر تَرَکُّبٌ أیضاً عَراهُ أی عَرَض صِرفَ الوجود إن یُعَد أی إن کانَ صِرفُ الوجود الَذی هو الواجِب مُتعددا مما أی تَرَکَّب مِما بِه امْتاز وَ ما بِهِ اتَّحَد لأنَّ وجوبَ الوجودِ مُشترکٌ بَینَهما و ما بِهِ الإشتِراکُ الذّاتی یَستَدعی ما بِهِ الامتیازُ الذّاتی و هذا هو التَّرکیبُ.2
برهان دیگر این است که اگر وحدت ذاتیه لازمۀ صرفالوجود نباشد، لازمهاش ترکّب است. «ترکّب لازم میآید و بر صرفالوجود عارض میشود اگر صرفالوجودی که واجب است متعدّد باشد ترکّب لازم میآید.» ما چندتا صرفالوجود داریم که همۀ اینها هم متعدّد هستند و همۀ اینها هم واجب هستند، الحمدلله چندتا واجب داریم مثل اینکه در سابق میگفتند: یک خدای زیبایی داریم، یک خدای قدرت داریم، یک خدای خشم داریم، یک خدای سبزی داریم، یک خدای خشکی داریم. در همان اساطیر یونان که قائل به تعدّد آلِهه بودند [برای] تمام اینها خدایانی قائل بودند، هرکدام از اینها در امتیازش با دیگری یک مابهالاِشتراک دارد و یک مابهالاِختلاف دارد، این مرکّب میشود. مرکّب که شد ممکن میشود، ممکن که شد محتاج به غیر میشود. «از آنچه که ترکّب است، از آنچه که ممتاز است ”و ما به اتّحد“ و از آنچه که در او متحد است در اینکه همۀ اینها وجود دارند، این مابهالاِشتراکشان است و آن مابهالاِشتراک الذاتی مابهالاِمتیاز ذاتی را استدعا میکند، و این همان ترکیب است. اینکه ذاتاً هم باهم مشترک باشد» تااینکه با همدیگر تفاوت داشته باشند والاّ تفاوت ندارند. وقتی که ممتاز شدند ترکیب لازم میآید. ترکیب هم که میکشاند به علت و امکان و احتیاج به علت و نقل کلام در آن. این تمام شد. إنشاءالله سراغ شبهۀ ابنکُمونه برویم که به او افتخار الشیاطین میگفتند.
- . منظومه، ج 3، ص 511.
- . منظومه، ج 3، ص 512.

