جلسه ۱۵۴
توضیحات:
59. غرر في توحيده
جلسه ۱۵۴
9تلمیذ: دراینصورت اختلاف ما با اینها در تفهیم معنای صرفالوجود است چون ایشان صرفالوجود را به معنای بشرطلا گرفته است هیچ تفاهم و سازگاریای با هم ندارد.
استاد: بله، درست است، همان است. همینکه شما میگویید: صرفالوجود صرفی است که حد ندارد، تمام حدود امکانیه را هم داخل در خودش جا میدهد والاّ حد دارد. پس ما دیگر بشرطلا نداریم. بله، آیا این حدود بهنحو استقلال در صرفالوجود داخل است؟! نهخیر، صرفالوجود وجودی است که منشأ برای همۀ حدود است و همۀ اینها داخل در این هستند. این دیگر با وجود پروردگار چه تنافی دارد؟! چرا شما میخواهید بشرطلا بگیرید؟!
و إلّٰا أیْ و إن لَم یَقتَضِ الوَحدَة فَلا یَخلوا إمَّا أن یَقتَضی الکَثرَة أو لا یَقتَضِی الوَحدَةَ و لا الکَثرَة فَعَلَی الأوَّلِ واحِدٌ ما ـ نافیة ـ حَصَلا إذ ذلکَ الواحِدُ أیضاً عَلَی طِباعِ ذلِکَ الکَثیر بِذاتِه و المَفروضُ أنَّ هذا السِنخَ یَقتَضِی الکَثرَةَ فَلَم یوجَد فیهِ واحِدٌ فَلَم یوجَد فیه کَثیرٌ لأنَّ الکَثیرَ مبدؤهُ الواحِد فَإذا کَثَّرناهُ بِذاتِه أبطَلناه.1
«والاّ اگر اقتضاء وحدت نکند، خالی نیست؛ یا اقتضاء کثرت میکند یا نه اقتضاء وحدت میکند و نه اقتضاء کثرت. بنا بر اوّلی که کثرت، ذاتیِ صرفالوجود باشد دیگر واحدی پیدا نمیشود». تک، یک امر واحدی پیدا نمیشود. امر واحد هم پیدا نشد، کثیر هم پیدا نمیشود چون کثیر عبارت از تکثّر واحد است، وقتی واحد نبود دیگر کثرتی هم در کار نخواهد بود. اگر ما پنجتا کتاب را فرض میکنیم بهخاطر این است که کتاب واحد را میتوانیم تصوّر کنیم از تکثّر کتاب واحد، پنجتا کتاب تشکیل میشود. اما اگر از اوّل نتوانیم واحدی را تصور کنیم پنج را هم نمیتوانیم تصور کنیم چون پنج یعنی پنجتا یکی؛ اگر از اوّل یکی را نتوانستیم فرض کنیم پنج را هم نمیتوانیم فرض کنیم.
«زیرا آن واحد مانند همین کثیر بذاته میماند.» یعنی همان واحد هم کثیر میشود و «مفروض این است که این سنخ، این صرفالوجود اقتضاء کثرت میکند. پس واحدی در آن نیست. پس نمیشود کثیر هم در او باشد. چون مبدأ کثیر واحد است. وقتی که ما او را بذاته تکثیر کردیم و گفتیم که ذاتاً کثرت دارد از اوّل آن را از بین بردهایم، باطلش کردهایم.» این در صورتی است که کثرت ذاتی باشد.
- . منظومه، ج 3، ص 511.

