جلسه ۱۵۵
10تلمیذ: بالأخره ما یک نکتهای خارج از مفهوم ولو آن نقطه بدیهی است ولو برای انسان ملحوظ است با مفهوم داریم لحاظ میکنیم لذا میگوییم که اقتضاء میکند یکی بیشتر نباشد اما مفهوم بما هُوَ مفهوم تعدد بردار است والاّ اگر اینطور بود پس اگر خود این مفهوم بما هُوَ مفهوم علت وحدت بود دیگر چرا بحث میکنند؟!
استاد: اگر اینطور است پس بنده هم عرض میکنم: مفهوم این کتاب منظومۀ بنده ـ با اشاره ـ هم قابل تعدّد و تکثر است درحالیکه اینطور نیست. خود شما میفرمایید: وجودی که متحیّز است و دارای خصوصیات و شرایط زمانی است مفهومش قابل تکثر نیست [و] نمیشود اینطور باشد. اگر فرض کنید شما مفهومی را آنطور مُضیَّق گرفتید که فقط یک مصداق از او برمیآید مثل شمس که در خارج قابل تکثر است ولی اگر بگویم: این شمس، این دیگر قابل تکثر نیست. هر مفهومی را از نقطهنظر دخالت قیود و حدود و ثغور میتوانیم سعهای بگیریم یا میتوانیم جزئی بگیریم. در واجبالوجود هم همینطور است.
تلمیذ: خیلی ممنون، ببخشید وقتتان را میگیریم.
استاد: همین است دیگر؛ همۀ مطالب همین است والاّ منظور خواندن که نیست! حالا إنشاءالله در همین کتابها؛ همین توحید علمی و عینی خیلی مهم است، اگر خوب مطالعه شود در آنجا فرق بین کسانی که این مسائل را شهودی ادراک کردند با کسانی که غیر شهودی ادراک کردند معلوم میشود. خیلی من به این الله شناسی آقا (مرحوم علامه طهرانی رضوان الله تعالیٰ علیه) دل بسته بودم بهخاطر اینکه در امام شناسی کموبیش مبانی ایشان را دیگر همه میدانستند، حداقل خواص میدانستند که امام چیست و فلان. یک تکهای ما در فرق بین ولی و امام خیلی مختصر گفتیم که خیلی سروصدا ایجاد کرده است حالا بهدستتان میرسد البته مفصّلش مانده است؛ در همین جزوهای که نوشتیم، یک مختصری از احوالات آقا نوشته بودیم و این اصل و ریشهاش برای عموی ما آقا سید محمدعلی بود که ایشان همان زمان ظاهراً هفتۀ دوم که ما در تهران بودیم ایشان به آقا سید جعفر گفته بود و او هم به ما گفت که ما یک مختصری از زندگی آقا را میخواهیم. ائمۀ جماعت تهران از ما خواستهاند که در این ماهنامۀ آنها پخش کنیم ـ از زندگانی آقا ـ آقا سید جعفر به من گفت و من گفتم که آقا اینها پخش نمیکنند اینها دروغ میگویند اینها سانسور میکنند اینها حذف میکنند گفت: آقا حالا میشود بعضی چیزها را نگفت. گفتم: مثلاً چه؟! گفت: مثلاً حالا مسائل سیاسی ایشان را نگو. گفتم: یکی از مهمترین مسائل ایشان مسائل سیاسی ایشان است اینکه اینهمه دارند به ایشان اشکال میکنند و این حرفها، حالا ما بیاییم این جهت را حذف کنیم؟! یااینکه بگوییم: ایشان 22 سال در تهران بودند و اصلاً اسمی از مسجد قائم نیاوریم پس این 22 در تهران چهکار میکردند؟! در خانه نشسته بودند؟!

