جلسه ۱۵۵
13پیشنماز معروف تهران بهخاطر اینکه جلسهاش ترک نشود نماز غروبش را برای یازده شب انداخت! و الله العلی العظیم که دارم چیز میگویم والاّ زبانم لال شود. نمازش را برای ساعت یازده و یا یازده و نیم برو بالا، من تا ساعت یک ربع به یازده با او در آن خانه بودم، حداقل یک ربع هم با ماشین تا خانهاش طول میکشد. اگر بگوییم تا رسید در خانه نمازش را بخواند [میشود این ساعتی که گفتم]. دروغ نمیگویم. وقتی آقا بلند میشوند از در پشت میروند نماز مغرب را میخوانند و میآیند، اعتراض میکند و میگوید که میهمانها آمدهاند میهمانها نشستهاند چرا یکی باید بلند شود و برود نماز بخواند! میهمان دعوت کردیم! فلان کردیم چهکار کردیم! خودش نماز نمیخواند هیچ، تازه به آن کسی که دارد به تکلیف عمل میکند اعتراض میکند که میهمان داریم! گور پدر میهمان! خاک بر سر! خود میهمان هم بخواند. تو هم بخوان آقا موقع مغرب است یا علی!
اینکه چیز نیست اینها اینطور هستند. وقتی که ـ جداً ـ میگوییم: اگر تمام دنیا یک طرف میایستاد و ایشان یک طرف، بیخود نیست، دروغ نیست. جداً اگر همۀ دنیا یک حرف میزد، ایشان اینطرف میایستاد عدول نمیکرد محکم سر جایش بود. حالا در مسائل امامت و این صحبتها که پیش آمد ما خیال میکردیم که ...
أللهم صل علی محمد و آل محمد

