جلسه ۱۵۵
4انتزاع اثبات واجب از اثبات وجود
یعنی از اثبات وجود، اثبات واجب هم انتزاع میشود و مساوی باهم هستند و دیگر نیاز به این ادلّه نداریم این ادلّه زائد است.
تلمیذ: یک وقت بحث از تعیّنات خارجی است؛ بله، تعیّنات خارجی یک وقت تعدد بردار است و یک وقت تعدد بردار نیست اما یک وقت بحث از مفاهیم امور ...
استاد: هر تعیّن خارجی تعدد بردار است چرا تعدد بردار نیست؟! همینکه شما اثبات ...
تلمیذ: یعنی اگر چنانچه یک تعیّن وجود خارجی را مطلق فرض کنیم دیگر تعیّن بردار نیست ...
استاد: آن دیگر متعیّن نیست دیگر تعیّنی در او نیست.
تلمیذ: حالا این خودش یک تعیّنی است حالا نمیخواهم بگویم: تعیّنی که با حد باشد نه ممکن است تعیّن بیحد باشد این خودش یک تعیّن است.
استاد: شما تعیّن را به معنای تشخّص میگیرید؟
تلمیذ: بله.
استاد: اگر به معنای تشخّص بگیرید تشخّص مساوی با اصل وجود است یعنی اگر شما یک وجودی را وجود متشخّص میگیرید یعنی مُهر تحقق خارجی به آن خورده است وقتی که خورده است این دراینصورت خودِ اصل وجود میشود.
تلمیذ: بله، میخواهم بگویم که یکوقت بحث از امور اعتباری است؛ این امر باز امور اعتباری است مثل واجبالوجود، خدا یا هرچه، اینها امور اعتباری است یعنی مفاهیم است.
استاد: بله.
تلمیذ: این مفاهیم بماهو مفهوم یک وقت تشخّص خارجی میگذارند مثل زید و عمرو، این دیگر جزئی است و کلی نیست اگر بخواهیم کلی هم درست کنیم باید از آن تعیّن خارجی خارجش کنیم. همین زید را هم همینطور ما یک وقت میتوانیم لحاظ کنیم که زید این است و این دیگر محال است که تعدد بردار باشد «این»، یعنی مقترن به زمان و به مکان و به تمام خصوصیات. اگر بخواهیم این زید را کلی کنیم باید حداقل از «این» بودن خارجش کنیم.
استاد: بله.
تلمیذ: بعد کلی میشود زید یعنی کسی که پسر فلانی باشد مثلاً بالأخره یک کلیتی باید باشد واجبالوجود هم همینطور است یعنی برای مفهوم آن تشخّص خارجی گذاشته نشده ولی یک امر کلی است کسی که، چیزی که، دارای این خصوصیت است حتی اگر دارای این خصوصیت باشد که وقتی که در مفهومش فکر کنیم میبینیم تعدد بردار نیست ...

