اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

59. غرر في توحيده

جلسه ۱۵۵

5
  • استاد: ببینید شما می‌فرمایید: «چیزی که دارای این خصوصیت است» ما به وجود «چیز» نمی‌گوییم، ما به اشیاء خارجی اطلاق شیء می‌کنیم و این‌هم که راجع به خدای متعال داریم: «شیءٌ لا کَالأشیاء»1 درصورتی‌ این مطلب شما صحیح و متین است که شیء به معنای از «الَمَشیءُ وجودُه»؛ چیزی که مورد خواست انسان است و آنچه که مورد خواست انسان است عمومیت دارد. «شَیءٌ» از این باب است که ما به‌خاطر نقص فکری و جهل خودمان من‌باب‌مثال خداوند را یک موجودی می‌دانیم که آن موجود قابل اشارۀ حسی است و قابل تصور است و قابل درخواست و تقاضا است و قابل طلب و عرض حاجات است لذا به او اطلاق شیء می‌کنیم ولی اصلاً اطلاق شیء به خداوند متعال محال است به‌جهت اینکه آن شیء را که ما داریم می‌گوییم، خود ما هم جزء همین شیء هستیم و این یک اطلاق اضافی است مثل اینکه می‌گویند: اطلاق یزدان صحیح نیست به‌خاطر اینکه ما در اسلام دو خدای قدیم نداریم؛ یک خدای بدی‌ها و یک خدای خوبی‌ها و زیبایی‌ها که اسم خدای بدی‌ها را اهریمن می‌گذاریم و اسم خدای خوبی‌ها را یزدان می‌گذاریم.

  • حرمت و بطلان اطلاق یزدان بر خداوند

  • حالا این یزدان اسم است برای خدای خوبی، نه خدای خوبی مطلق بلکه خدای خوبی درقبال خدای بدی، بنابراین آیا می‌توانیم به خداوند متعال یزدان بگوییم؟! این دیگر در اینجا صحیح نیست؛ گرچه خداوند خوب است و از بدی مبرّاء است ولی اطلاق یزدان بر خداوند یک اطلاق اضافی است یعنی بالنسبه و به اضافۀ خدای بدی‌ها ما یک خدایی تصور کردیم و اسم او را یزدان گذاشتیم اما اگر از اوّل یک خدا بود به این خدا یزدان نمی‌گفتند بلکه ایزد می‌گفتند. لذا اطلاق یزدان، یزدان پاک و یزدانِ فلان بر خداوند غلط و باطل است و شرعاً هم اشکال دارد. اینکه می‌بینیم در اشعار یزدان آوردند ناشی از غفلت است. یزدان خدای خوبی درقبال بدی است نه خدای خوبی مطلق، خدا که بد نمی‌شود خدا همیشه خوب است خداوند که هیچ‌وقت زشت نمی‌شود خدا همیشه پاک است. از این جهت است که ما نمی‌توانیم اطلاق یزدان کنیم و این اطلاق به‌خاطر ثنویت است.

    1. الطرائف، ج ۱، ص ۱55:
      «عن عبدِ اللّهِ بنِ عُمر قال: سمِعتُ رسُول اللّهِ صلّى اللّهُ عليهِ و آلِهِ و سلم و سُئِل بِأيِّ لُغةٍ خاطبك ربُّك ليلة المِعراجِ قال: ”خاطبنِي بِلُغةِ علِيِّ بنِ أبِي طالِبٍ فألهمنِي أن قُلتُ يا ربِّ خاطبتنِي أنت أم علِيٌّ فقال يا أحمدُ أنا شيءٌ لا كالأشياءِ“ الحدیث.» ترجمه:
      «از عبد اللّٰه بن عمر نقل شده كه از رسول خدا شنيدم از آن حضرت پرسيده شد خدا در شب معراج با چه لغتى با تو سخن گفت و ترا مخاطب قرار داد؟ فرمود مرا به لغت و بيان على بن ابى طالب مخاطب قرار داد سپس به من الهام كرد كه بگو پروردگارا تو مرا مخاطب قرار دادى يا على را؟ سپس فرمود: اى احمد من شيئى هستم نه چون اشياء الحدیث
      التوحيد، ٧ ـ باب أنه تبارك و تعالى شيء، ص 107، ح 8:
      « عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ قَالَ: قالَ لى أبو الحَسنِ عليه السّلام: ”مَا تَقُولُ إذَا قِيل لَكَ: أخْبِرنِى عَنِ اللهِ عَزّ وَ جَلَّ، شَى‌ءٌ هُوَ أَمْ لَا؟!“ قال: فقلتُ له: قد أثبَتَ اللهُ عَزّ وَ جَلَّ نَفْسَهُ شَيْئاً حيثُ يقول: ﴿قُلۡ أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗ قُلِ ٱللَّهُ شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾.
      فَأقول: إنَّهُ شَىْ‌ءٌ لا كالاشياء. إذ فى نَفْىِ الشَيْئيَّة عَنْهُ إبطالُهُ وَ نَفْيُهُ! قالَ لى: ”صدقتَ و أصَبْتَ!“ ثم قال لى الرِّضا عليه السّلام: ”لِلنَّاسِ فى التَّوحِيدِ ثلاثُه مَذَاهِبَ: نفىٌ وَ تَشبيهٌ و إثباتُ بغير تَشبيهٍ:
      فمذهبُ النَّفىِ لا يجوزُ؛ مذهبُ التَّشبيه لا يجوزِ؛ لانَّ اللهَ تَبارك و تعالى لا يُشْبِهُهُ شَىْ‌ءٌ. و السَّبيلُ فى الطَّرِيقَة الثَّالِثة إثْبَاتٌ بلا تَشْبِيهٍ.“» ترجمه:
      «محمد بن عیسی بن عبید گفت که امام رضا عليه‌السّلام به من فرمود كه چه مي‌گویى چون به تو گفته شود كه مرا خبر ده از خداى عز و جل كه آيا آن جناب چيزيست يا هيچ چيز نيست؟ محمد مي‌گويد كه به آن حضرت عرض كردم كه خداى عز و جل خودش را چيزى ثابت نموده در آنجا مي‌فرمايد ﴿قُلۡ أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗ قُلِ ٱللَّهُ شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾؛ بگو كه چه چيز بزرگتر است از روى شهادت و گواهى بگو كه خدا گواهست در ميان من و ميان شما.
      و مي‌گويم كه آن جناب چيزيست نه چون چيزها زيرا كه در نفى چيز بودن از او ابطال و نفى او است حضرت به من فرمود كه راست گفتى و درست يافتى بعد از آن امام رضا فرمود كه مردم را در توحيد سه مذهب است: يكى نفى و ديگرى تشبيه و سوم اثبات بدون تشبيه پس مذهب نفى جائز نيست و مذهب تشبيه روا نباشد زيرا كه خداى تبارك و تعالى چيزى به او شباهت ندارد و راه درست در طريقۀ سوم باشد كه اثبات است بدون تشبيه.»