جلسه ۱۵۵
6در مورد اطلاق شیء بر پروردگار باید عرض شود که شیء همیشه به تعیّنات گفته میشود؛ شیء یعنی آن چیزی که مورد خواست و تقاضای ما است، مورد توجه ما است، مورد اشارۀ ما است. ما به این کتاب شیء میگوییم چون نگاهش میکنیم، حد و حدودی دارد یا به این ضبط صوت الآن شیء میگوییم بهخاطر اینکه حد و حدودی دارد و مورد اشاره و خواست ما است، طلب میکنیم و مطلوب ما است لذا به این شیء میگوییم. به همۀ اشیاء و چیزهایی که جنبۀ تعیّن به آن خورده است شیء میگوییم اما آیا به خدا شیء میگوییم؟! خیر، شیئی که به خدا میگوییم، شیء بهعنوانی است که خدا مطلوب ما است؟! خود ما هم جزء همین شیء هستیم! آیا خدا شیئی جدای از ما است که ما او را طلب میکنیم؟! یعنی واقعاً این اطلاق شیء که برای خدا هست اطلاق صحیح است یااینکه اطلاق اضافی است؟! این شیء یک اطلاقی است که اسم برای جنس است برای هر چیزی که حد و حدودی به آن خورده است و متعیّن و متشخّص شده است.
توضیح روایت «شیءٌ لا کالأشیاء»
لذا امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرماید: «شیءٌ لا کالأشیاء»1 همین اطلاق شیء هم که در اینجا شده است اطلاق تسامحی است از باب اینکه ما جاهل هستیم و او را مقابل خود میبینیم و وجود خود را محدود میبینیم و او را لایتناهیٰ و بزرگ میبینیم و عظیم میپنداریم لذا به او توجه میکنیم و او را در یک عالم دیگر میاندازیم و یک شیئت هم غیر از شیئت خودمان به آن بار میکنیم و بعد خطاب به او میکنیم و دستمان را بالا میبریم و میگوییم: خدایا حاجات ما را برآور!
تسامحی بودن اطلاق شیء بر پروردگار
اینکه در اینجا شرک شد؛ اینکه شما دارید به او خطاب میکنید هیچ متوجه هستید در آن حال که خودتان هم داخل در همان شیء هستید و خودتان هم جزئی از آن شیء هستید و خارج از آن شیء نیستید و آن شیء، شیء دیگر را هم دربرگرفته و زیر پَر خودش گرفته است و همه را در خودش فانی کرده است؟! به اینها اصلاً توجه ندارید. درست شد؟! لذا اطلاق شیء بر پروردگار اطلاق تسامحی است.
- . در صفحات قبل این روایت را از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم و همینطور از امام رضا علیهالسّلام آوردیم ولی از حضرت امیرالمؤمنین علیهالسّلام نیافتیم.

