جلسه ۱۵۵
7تلمیذ: «فَرَبِّي أَحْمَدُ شَيْءٍ عِنْدِي»1 که میگویند ...
استاد: بله، «أحمدُ شیءٍ» یعنی در اینجا شیء به معنای اینکه چیز باشد نیست بلکه به معنای مطلق الوجود است؛ مطلق وجود.
تلمیذ: یعنی خود خدا نمیتواند «أنا شیءٌ» را بگوید؟!
استاد: نمیتواند بگوید بهخاطر اینکه آن شیء که الآن اطلاق و وضع شده است ـ این شیء ـ برای وجودات متعیّنه و قابل اشاره و اینها آمده است و ما هم چون الآن به خدا توجه میکنیم نمیتوانیم به او اطلاق شیء کنیم.
تعریف عقل و بیان مراتب آن
منبابمثال عقل چیست؟! یک لفظی است که برای یک نیرویی که آن نیرو مدیر و مدبّر است وضع شده است که براساس قیاسات و مصلحتها و مفسدهها یک نتیجهای را مُنجَّز میکند و قرار میدهد این را عقل میگوییم لذا این عقل بهعنوان جزئی است که در همۀ افراد وجود دارد، در انسانها وجود دارد، بهلحاظ کلیتر در ملائکه وجود دارد و بهلحاظ بالاتر که همان عقل فعّال است که آن مدیر و مدبّر همۀ عالم است و از آن تعبیر به عقل و تعبیر به نفس نبی و تعبیر اوّل ما خَلَق میکنند. اینها همه تعبیرات متفاوتی است.
عدم مراعات تدبیر و مصلحت اندیشی در فعل خدا
آیا میتوانیم این عقل را در مقابل خداوند به کار ببریم که إنَّهُ عاقِلٌ؟! کجا روایت داریم؟! کدام آیه کدام چیز داریم که بگوید او عاقل است؟! چرا؟! چون کار خدا براساس تدبیر و مصلحت و امثالذلک نیست، کار خدا براساس صغریٰ و کبریٰ چیدن و مصالح و مفاسد نیست.
نشأت مصلحت از فعل خدا
فعل خدا عین مصلحت
فعل خدا عین مصلحت است و مصلحت از فعل خدا نشأت میگیرد نه بهعکس. ما کاری که انجام میدهیم [اوّل] مصالح و مفاسد را درنظر میگیریم بعد بهدنبال آنها فعل و عمل خود را قرار میدهیم ولی خدا که اینطور نیست که بگوید: آیا این کاری که میخواهم انجام دهم درست است؟! چه مفاسدی پیش میآید؟! چه مصالحی پیش میآید؟! جمع و تفریق میکند بعد میگوید: چون وجودش از عدمش بهتر است، خلقش میکند! اینطور که نیست اینها برای ما است بلکه نفس فعل خدا و مشیّت خدا و آن کلمۀ «کُن» وجودی خدا.
- . إقبال الأعمال، ج 1، ص 67 [دعاء ابوحمزه ثمالی].

