اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها

جلسه ۱۵۷

توضیحات:

60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۵۷

4
  • تلمیذ: فرمودید ابن‌کمونه این مطلب را گفتند؟

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: بالأخره در اینجا هرچه باشد ما فرض کردیم که دو هویت متخالف از تمام جهات است بنابراین ما دیگر نمی‌توانیم، فرض ما خلف پیدا می‌کند، چون دراین‌صورت دیگر اشتراک به‌وجود می‌آید گرچه در آن اشتراک یک امر کلی است بالأخره اشتراک به‌وجود می‌آید این فرض ما در اینجا ...

  • استاد: اشتراک در کجا به‌وجود می‌آید؟

  • تلمیذ: در همین عنوانی که ما می‌گوییم: معنونش عنوان کلی دارد.

  • استاد: عنوان واحد است دیگر.

  • تلمیذ: بالأخره عنوان واحد، دو هویت در آن با هم اشتراک دارند.

  • استاد: در آن کدام است؟

  • تلمیذ: همان علمیتی که شما فرمودید.

  • استاد: بله ما هم همین را می‌گوییم؛ در اینجا به ابن‌کمونه می‌گوییم که شما که می‌گویید: «واجب‌الوجود بالذات»، این واجب‌الوجود بالذات یک عنوان واحد است یا نه؟!

  • تلمیذ: بله؟

  • استاد: منشأ انتزاع این عنوان واحد چیست؟

  • تلمیذ: منشأ انتزاع هرچه باشد بالأخره باهم اشتراک دارند.

  • استاد: همان دیگر پس تمام است پس هویتان متخالفتان نیستند حاجی هم این را می‌گوید، می‌گوید که پس هویتان متخالفتان خُلف می‌شود. یا شما باید منشأ انتزاع را بگویید که خصوصیت دخالت دارد، آن مابه‌الاِمتیاز دخالت دارد که اگر مابه‌الاِمتیاز این دخالت دارد پس مابه‌الاِمتیاز آن دخالت ندارد. اگر مابه‌الاِمتیاز آن در اتّصاف دخالت دارد پس این دخالت ندارد پس باید مابه‌الاِشتراک باشد. یا باید بگویید که مابه‌الاِشتراک دارند، بنابراین در اینجا حد قائل شده‌اید. یا باید بگویید که مابه‌الاِشتراک ندارند پس واجب‌الوجود را به هردو اطلاق نکنید به یکی اطلاق کنید. ایشان برهان دیگری بر توحید می‌آورند ـ قبلاً هم مفصلاً این مطلب را فرمودند ـ و آن این است که به‌طورکلی هر کثرتی را که شما درنظر بگیرید یا کثرت نوعیه است یا کثرت عددیه است؛ عددیه هم دو قسم است؛ یا اینها در جوهر کثرت دارند یا در عَرَض. در کثرت نوعیه مثل انسان و غنم و بقر که اینها کثرت نوعیه دارند که در آن ماهیت است و ماهیت هم ملزوم امکان است بنابراین امکان ذاتی است که آن توحید کنار می‌رود. یا اینها کثرت عددیه دارند یعنی نوعشان واحد است اما در عدد متکثر هستند، حالا کثرت عددیه یا در جوهر است که لازمه‌اش این است که این جوهر در ماده کثرت داشته باشد بنابراین اثبات ماده می‌شود و چون ماده بالقوه است نیاز به بالفعل دارد و نیاز به علت مُفیضه دارد. این‌هم دراین‌صورت باطل می‌شود. یا در عَرَض است که آن عرض هم نیاز به موضوع دارد که آن‌هم دیگر بدتر از اوّل است که ماده و این حرف‌ها باشد. این‌هم برهان دیگری بر توحید بود. شبهۀ ابن‌کمونه تمام شد.

/