جلسه ۱۵۷
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۷
6«و شبهۀ ابنکمونه را دفع کن به اینکه طبیعت و مفهوم واحد از اشیائی که مخالف هستند منتزع و گرفته نمیشود» یعنی از نظر تخالف انتزاع شود نه از نظر توافق و اشتراک، «مثل حیوانیتی که از انواع متخالفه منتزع میشود از جهت اتفاقشان در حقیقت» بالأخره چون در حقیقتِ جنسیت اتفاق دارند میشود این را انتزاع کرد. شما منبابمثال حیوانیت غنم را از بین غنم و چُدن انتزاع کنید و بگویید که این چدن حیوان است و غنم هم حیوان است درحالیکه چدن حیوان نیست. اگر میخواهید از این دو انتزاع کنید، جسمیت را میتوانید انتزاع کنید اما حیوانیت را نمیتوانید چون چدن حیوان نیست. از نظر موارد تخالف شما نمیتوانید یک وجه اشتراک یا یک عنوان را انتزاع کنید. «نه از جهت اختلافشان به فصول، انسانی که منتزع به زید و عمرو و غیر اینها میشود از جهت اتحادشان در تمام ماهیت مشترکۀ نوعیه است نه از جهت اختلافشان به عوارض شخصیه» مثل قد، علم، اضافات و فلان.
وَ قِسْ عَلیْهِمَا البَواقی حَتّی إنَّ العَرَضَ المُنتَزَع مِنَ الأجناسِ العالیَّةِ البَسیطَةِ المُتَخالِفَةِ بِتَمامِ ذَواتِها وَ هذا مِن قَبیلِ ما فَرَضَهُ هذا الرَّجُل أنَّما یَنتَزَعُ مِن جَهَةِ اشتَراکِها فی العُروضِ و الحُلولِ فِی المُوضوعِ و إذا وُجِدَ فِی الواجِبِینِ المَفروضَینِ قَدرُ مُشتَرَک تَحَقَّقَ فِی کُلِّ واحِدٍ مِنهُما ما بِهِ الإمتیاز لِیَتَحَقَّقَ الإثنینیَّةِ فَجاءَ التَرکیب.1
«[و قياس كن بر اين بقیۀ موارد را] حتی عرض منتزع است از اجناس عالیۀ بسیطهای که به تمام ذاوتشان متخالف هستند.» شما عَرَض را انتزاع میکنید از کمّ و کیف و اینها و به همه میگویید: کُلُهم عَرَضٌ اینها همه عرض هستند. این جنبۀ عرضیت را که انتزاع میکنید باز بهلحاظ عروض اینها است، چون اینها عارض بر موضوع میشوند از این نظر یک وجه اشتراک بینشان پیدا میشود. «این از این قبیل است که این آقا فرض کرده است، از جهت اشتراک این اعراض در عروض و حلول در موضوع انتزاع میشود. یعنی همین واجبالوجود که در این دو ماهیت متخالفۀ من جمیع جهات عارض و حال میشود. حالا اگر در دو واجبِ مفروض یک قدر مشترکی پیدا شد که در هرکدام از این دوتا که مابهالاِمتیاز است متحقق شود تا اثنینیت محقق شود، دراینصورت ترکیب میآید». وقتی که ترکیب آمد دیگر سایر مسائل از قبیل احتیاج به ترکیب و علت مُفیض و اینها در پشت آن هست.
- . همان.

