جلسه ۱۵۷
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ أدفَع بِأن طَبیعَةً مَا انتَزَعَت *** مِمّا تَخالَفَت بِمٰا تَخالَفَت بَل إن سَألتَ الحَقَّ غَیرُ واحِدٍ *** لَیسَ مُعَنْوَنَا لَمَعنَی فارِد إذِ الخُصوصیَّةُ إمّا تُعتَبَر *** فی أخذِهِ فَلَم یَکُن مِنهُ الأُخَر أوِ الخُصوصیَّةُ لَیسَت تُشتَرَط *** فَالواحِدُ المُشتَرَکُ المَحکی فَقَط وَ حَیثُ لا موضوعٌ أو مَهیَّة *** وَ لا هَیولیٰ کَیفَ الِاثنینیَّة1 بحث راجع به دفع شبهه ابنکُمونه بود. مرحوم حاجی فرمودند که اگر ما حقایق مختلفهای داشته باشیم که اینها از جمیع جهات باهم فرق داشته باشند و هیچ جهتِ مشترکی نداشته باشند، اگر اینطور باشد ما هیچ مابهالإنتزاعی نمیتوانیم برای اینها بهدست بیاوریم و وقتی که مابهالإنتزاع و مابهالاِشتراک نشد، بنابراین این دو حقیقت مابهالاِشتراک ندارند و اگر در جایی دیدیم که صفت یا یک ذاتی یا یک عَرَضی را ـ حالا عرض ذات یا عرض بهعنوان عارض بر موضوع باشد ـ بر دو شیء حمل میکنند حتی در تضاد هم باید مابهالاِشتراک بین آنها باشد. منبابمثال اگر گفتیم که این مانند او است در ضدیت، این عنوان ضدیتی که الآن اینها به او متصف هستند، یک وصف جامعی بین هردو است که حکایت از اشتراک این دو معنای متخالف در عروض میکند که مثلاً هم سواد و هم بیاض هردو در تضاد باهم اشتراک دارند و لازمۀ این اشتراک، اشتراک در حدود است، وقتی که اشتراک در حدود شد بنابراین درهرصورت این حد به خود میگیرد و وقتی که حد به خود گرفت، مسائل دیگری که احتیاج و امکان و نیاز و اینها است در اینجا بهوجود میآید. این مطلب مرحوم حاجی بود.
مسئلۀ دیگری که ایشان که در اینجا مطرح میکنند این است که حتی ما مطلب را از این بالاتر میبریم؛ صحبت در این بود که مابهالإنتزاعی که در این دو امر مختلف هست آن مابهالإنتزاع از خود اینها هست بهجهت آن امر مشترک.
اثنینیت و افتراق لازمۀ امتیاز
حالا ایشان میفرمایند که ـ با این بیانی که الآن ما میآوریم ـ اصلاً امکان ندارد مابهالاِمتیاز در وجه انتزاع دخالت داشته باشد بهجهت اینکه اگر این مابهالاِمتیاز در منشأ انتزاع بهعنوان مابهالاِمتیاز بودن دخالت داشته باشد دیگر دراینصورت نمیتواند آن مابهالاِمتیازِ دیگر در این جهت دخالت داشته باشد چون لازمۀ امتیاز، اثنینیت و افتراق است. پس باید فقط آن مابهالاِشتراکِ اینها دخالت داشته باشد. فرض کنید اگر شما زید و عمرو را باهم تشبیه کردید و جهت عالِم را به اینها نسبت دادید؛ زیدٌ عالمٌ و عمروٌ عالم اگر این کار را کردید، باید بدانید که این وصف را بهجهت علم بر اینها حمل کردید یا بهجهت خصوصیات دیگر مثلاً چون پسر عمرو هستند یا چون در یک منزل زندگی میکنند یا چون همسنِّ هم هستند، به اینها نیست بلکه این اتصاف عالم بهخاطر آن وجه اشتراکی است که بین این دوتا است، آن وجه اشتراک هم واحد است که همان علم است.
- 1. منظومه، ج 3، ص 513.

