جلسه ۱۵۸
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۸
11استاد: شما که میگویید: «جای خلأ»، خود آن خلأ محدود است. سابق یک مکان درست میکردند و نامش را خلأ میگذاشتند خود همان خلائی که اینها اسمش را خلأ میگذارند و هوای آن را میکشند و میگویند که در این داخل دیگر هیچ چیزی نیست و چون فشار از هر طرف به این است لذا قابل انفصال از هم نیستند، الآن خود همین خلأ را دو جسم احاطه کردهاند و خود این دو جسم مکانی به نام خلأ درست کردهاند. فرض کنید اگر این دو جسم نبودند خلائی هم دیگر وجود نداشته است.
ما اصلاً چیزی به نام خلأ نداریم لذا قول اینها از ریشه اصلاً بهطورکلی مردود است و این مطالب را هم رد کردهاند و در واقع مربوط به هیئت قدیم است و الآن دیگر این مطالب وجود ندارد. بهطورکلی صحبت در این است: هرجا که جسم باشد در آنجا انتسابی با خارج از خودش دارد که اسم آن خارج از خودش را مکان میگذاریم، شما همانجایی که میگویید: بالای کره ایستادهایم و دستمان را [اینطور] میکنیم، بهمحض اینکه دستتان را اینطور کردهاید ارتباطی بین این و خارج از خودش برقرار میشود «خارج از خودش» یعنی ارتباط این با بیرون از خودش، اسم آن بیرون از خودش را مکان میگذاریم، حالا اگر شما فقط بیرون میایستادید و دستتان را بالا نمیبردید آیا در آنجا دوباره مکان بود؟! نه، یعنی فقط شما نگاه میکردید یعنی مکان فقط اختصاص به همان جایی داشت که زمین در آنجا قرار گرفته است حتی یک میل بالای زمین را دیگر مکان نمیگویند، این دیگر آنجا نیست؛ دیگر زمین در آنجا نیست.
الآن این کتاب در این محدودۀ از فضا واقع شده است مثلاً سی سانت با فرش فاصله دارد، مکان کتاب الآن اینجا است اما [وقتی آن را حرکت بدهم آیا بازهم] مکان کتاب اینجا است؟! نه، دیگر الآن اینجا است، مکان کتاب دقیقاً همان مقدار از فضا است که اشغال میکند حتی یک میل بالاتر از این دیگر مکان برای کتاب نیست. بله، اگر این کتاب بالاتر بیاید حالا مکانش همین محدوده میشود، محدودۀ پایینتر برود مکانش اینجا است، باز شود مکانش تغییر پیدا میکند ولی ما چیزی غیر از خود این کتاب که اسم آن را مکان بگذاریم بدون اینکه کتاب آنجا باشد نداریم.

