جلسه ۱۵۸
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۸
6ادلۀ حکماء طبیعی بر وحدت إله
مرحوم حاجی هم در اینجا از راه همین ادّلهای که حکمای طبیعی ذکر کردهاند آمده است چون برهان حکمای الهی که برهان صدیقین است، آن دیگر در جای خود محفوظ [است] که از خود وجود بر وحدت إلٰه پی میبرند. اما راه آنها همین راه فساد، حرکت، محرّکیت و امثالذلک است که در اینجا به این قضیه پی میبرند.
بعد ایشان راجع به این عالم دو برهان بلکه سه برهان در اینجا آوردهاند. گفتهاند که ـ یعنی این چیزی که بین ما عوام مُصطلَح است ـ چه اشکالی دارد که [علاوه بر] همین عالمی که ما در آن هستیم یک عالم دیگری هم وجود داشته باشد که آنهم کرات و امثالذلک داشته باشد و آن یک خدایی داشته باشد و اینهم خدای دیگری داشته باشد. عالم ما عبارت است از زمین و منظومۀ شمسی و اگر بیرون برویم کهکشان و ... . طبیعی این است که هر جسمی وقتی از جهات مختلف بهطور مطلق معلق باشد کروی خواهد بود چون لازمۀ کره، تساویِ جهاتِ وضعیِ آن جسم نسبت به خارج و داخل خودش است اما مربع اینطور نیست بلکه یک جهتی میخواهد که آن جهت، به آن یک سمت و گوشهای بدهد و آن را مسطح و امثالذلک کند ولی کره اینطور نیست.
لذا هر جسمی که از نقطهنظر جهات خارجی هیچ توارد علتی نداشته باشد بلکه همۀ علل بر او بهنحو واحد و یکسان بخواهند عمل کنند، طبعاً آن جسم در خارج بهصورت کره در خواهد آمد چون نسبت و وضعش با خارج باید یکسان باشد. حالا این دوتا کرهای که یکی کرۀ عالم ما است و یکی هم عالم دیگر، اینها با همدیگر هستند و طبعاً در یک نقطه با همدیگر تلاقی میکنند و بههم نمیچسبند، اگر دوتا مکعب باشند بههم میچسبند ولی چون اینها بهصورت کره هستند و [دو] کره فقط در یک نقطه باهم تلاقی میکنند پس بین این و آن خلأ پیدا میشود، خلأ یعنی جایی که هیچگونه جسمی در آنجا وجود ندارد و آقایان هم میگویند که خلأ باطل است و ایشان آن را بعداً در بحث طبیعیات و امثالذلک ذکر میکنند که خلأ باطل است.

