جلسه ۱۵۸
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۸
7بیان دو نظریه دربارۀ وجود مکان
این بنا بر همان مشی قدما است بر اینکه خلأ را باطل میدانند و همینطور نظریهای نسبت به مکان مطرح است که آیا اصلاً مکان وجود دارد یا وجود ندارد چون سابقاً هم گفتیم که دو نظریه در اینجا هست؛ یکی اینکه خود مکان هست سواءً اینکه مظروفی باشد یا نباشد، این یک نظریه است و نظریۀ دوم این است که خود مکان یک امر نسبی است یعنی مظروف برای خودش ظرف هم درست میکند؛ وقتی که یک کرهای وجود دارد ما میگوییم که این کره در این عالم هست ولی عالمی غیر از کرات وجود ندارد یعنی ما چیزی غیر از کرات پیدا نمیکنیم که اگر این کرات نباشند و چیزی وجود نداشته باشد ما یک چیز دیگری به نام عالم داریم، اینطور نیست بلکه هرچه هست عبارت از خود همین کره و جرم و چون جرم وجود دارد ما یک چیز دیگری را هم انتزاع میکنیم و میگوییم که غیر از این مظروف که جرم و هوا و خاک و آب است، چیز دیگری هست که اینها [داخل] آن قرار گرفتهاند [که به آن] مکان میگوییم، حالا دوباره بحثش بعداً خواهد آمد.
تلمیذ: فضا که میگویند، [همان] مکان که نمیشود؟
استاد: فضا را مکان میگویند.
تلمیذ: اگر مکان است، مکان یعنی محلِّ کَون و بودن ...
استاد: بله، محلّ کون است؛ محلّ کون هوا و محلّ کون گاز، محلّ کون هر مادهای که در آنجا معلق است و در آنجا حرکت و سیر میکند، فضا همین است.
تلمیذ: ما به جایی میرسیم که هیچ شیئی نخواهد بود یعنی ما مظروفی نداشته باشیم.
استاد: اگر ما برسیم خود ما آنجا مکان درست میکنیم.
تلمیذ: نه، مثلاً بالای سر خودمان هیچ چیز نیست خودمان هم نیستیم چطور بالای سر را نگاه میکنیم؟!
استاد: شما چیزی [را] نمیبینید.
تلمیذ: همانکه نمیبینیم بالأخره فضایی هست بالأخره ظرفی هست گرچه مظروفی نیست.

