جلسه ۱۵۹
4تلمیذ: این یعنی تصادم ایجاد شود مثلاً به اینکه عالم را تشبیه به دو کره کردهاند یکی، یک جای دیگر عالم را درست کرده یکی، یک جای دیگر و هیچوقت بههم نمیرسند.
استاد: بالأخره اینکه نشد، ما همین را میگوییم دیگر؛ همین خلأ حالا چه بههم برسند [یا نرسند] اینکه میگویند: این دوتا کنار هم باشند چسبیده که نیستند بالأخره در یک نقطه باهم تلاقی میکنند حالا دورتر باشند چهبهتر بالأخره خلأ باز این وسط پیدا میشود هرچه دورتر باشند خلأش بیشتر میشود. دیگر میگوییم: بالأخره اگر بچسبند در یک نقطه بیشتر نمیتوانند بچسبند!! مثل چیزهای دیگر نیستند که استیعاب کنند و اشتمال باشد!!
تلمیذ: میخواهیم بگویم: اینکه میگویند در یک نقطه میچسبند حتماً یک سرّی در آن دارد! دیگر بهخاطر اینکه اثبات خلأ لازم [است] عرضم این است.
استاد: اینکه میگوید: این دو عالم اگر بخواهند باهم وجود داشته باشند فرض اینها بر این است که این افلاک دارای جرم هستند افلاک دارای ماده هستند بنابراین خلأ بین دو فلک محال است که وجود داشته باشد پس اگر فلکی وجود دارد که تمام عوالم را دربر گرفته است باید شکلش شکل کره باشد بعد از آن هرچه که هست دیگر چیزی وجود ندارد یعنی آن دیگر اصلاً چیزی وجود ندارد یعنی خلأ در مافوق کره، مافوق فلک متصوّر نیست. آنوقت حالا اگر فرض کنید که شما دوتا عالم را که این عبارت است از فلک تمام این کراتی که مشتمل بر آن است لاجرم خود این فلک دارای این جرم است یعنی جرمی دارد و سطح این را تشکیل میدهد تمام این پوستۀ جرمی این را میگیرد. اینهم از این وسط یک فرض کنید پوستهای دارد که آن پوسته جرم همین فلک است که تمام این عالم است بنابراین اگر این دوتا بخواهند وجود داشته باشند این باید مافوقی نداشته باشد یعنی بالاتر از آن چیزی نباشد و بالاتر از اینهم چیزی نباشد و وقتی که بالاتر از او چیزی نبود بههم که نچسبیدهاند پس باید در یک نقطه قطعاً باهم تلاقی داشته باشند بالأخره اینکه در آن داخل نمیشود یعنی در همدیگر نمیروند جرم این مانع از جرم آن است پس باید در یک نقطه با همدیگر تلاقی داشته باشند وقتی که در یک نقطه تلاقی داشتند پس ما توانستیم اثبات خلأ برای مافوق این جرم را بکنیم درحالیکه بالاتر از این دیگر چیزی وجود ندارد یعنی مکانی بعد از این نیست تااینکه در آن مکان خلأ باشد و این همان خلائی است که آقایان میگویند: محال است.

