جلسه ۱۶۰
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
غُرَرٌ فی دَفعِ شُبهَةِ الثَنَویةِ بِذِکرِ قَواعِدِ الحَکَمیة:
ثُمَ الوُجودَ اعلَم بِلا التِباس *** خَیراً هو النَفسـیُّ وَ الـقیاسی وَ الخَیرُ کَالشّـَرِ احتِمالاً حَـویا *** الـمَحضُ وَ الکَثیر وَ المُساوِیا فَـالمَحضُ کَالـعُقولِ وَ الَذی کَثر *** خَیراتِهِ مَثلُ المَعالیلِ الأُخر إذِ الکَثیرُ الخَیر مَعَ شَرِ أقَل *** فی تَرکِهِ شَرٌ کَثیرٌ قَد حَصَلٰٰ تَرجیحُ مَرجوحٍ وَ ما تَماثِلا *** شَراً کَثیراً مَعَ مُساوِ أبطَلا وَ الشـَرُ أعدامٌ فَکَم قَد ضَلَّ مَن *** یَقولُ بِالیَزدانِ ثُمَ الأهرِمَن وَ إن عَلیکَ اَعطاصَ تأثیرُ العَدَم *** مِزْ سَلبَ قَرنٍ مِنکَ عَن سَلبِ النِعَم 1 این بحث همین بحث معروف خیر و شر و دفع ثنویّت نفسالأمریه است و تثبیت و اثبات مبدأ واحد برای هر وجودی و نفی مبادی متعدده برای وجودات مختلفةالحقایق است. این بحث از سابق مطرح بوده است همانطوریکه عرض کردم آنچه که در عالم اتفاق میافتد از گوارا و ناگوار و از خوب و بد و از مطلوب و غیرمطلوب بهلحاظ جهت فلسفی قضیه که عدم سنخیت بین معلول مخالف با علت یک مختلفةالماهیّهای است، اقتضا کرده است که در حوادث عالم وجود حداقل دو مبدأ تصور کنند؛ یکی مبدأ خیرات است که رحمت، باران، برف، گرما و امثالذلک است البته به حد اعتدال و یکی هم مبدأ شُرور که آفت است، قحطی است، قتل است، غارت است، زلزله است، آتشفشان است، بادهای شدید است، آتشسوزیها، غرق و امثالذلک است که اینها از نقطهنظر ماهوی در نظر مردم با خیرات و برکات تفاوت دارند و این جهت ـ همین جهت عدم تجانس فلسفی بین علت و معلول ـ موجب شده است که برای خیرات یک علت و برای شُرور علت دیگری را در نظر بگیرند.
عرفی بودن مسئلۀ خیر و شر
البته مسئلۀ خیر و شر یک مسئلۀ عرفی است و هر شخصی به این مسئله واقف است که خیر به معنای مطلوبیت است که هر شخصی بهدنبال آن میرود و آن را طلب میکند و شر بهعنوان عدم مطلوبیت، تنفّر و انزجار است و ما هم در آیات قرآن و همینطور در روایات در مسئلۀ خیر و شر ـ که البته این بحثش بعداً میآید ـ داریم:
- . منظومه، ج 3، ص 528.

