جلسه ۱۶۰
5لذا اینهمه در روایت داریم، وقتی که شما نمیتوانید از این عمرتان [طوری] استفاده کنید که همۀ فنون را حائز بشوید و به فعلیّت [برسانید]، در یک علم نمیتوانید به فعلیّت برسید! در یک علم! یک مرض را شما [فرض] بگیرید، منبابمثال طب داخلی، شما یک طبیب داخلی به من نشان دهید که از تمام امراض داخلی خبر داشته باشد! یکی [در] این دنیا به من نشان دهید، إلیماشاءالله امراض ناشناختۀ داخلی هست! مثل همین دل و روده، همین دل و رودهای که از گوسفند میگیرید، چه کسی خبر دارد؟! چه کسی میداند؟! دوتا، سهتای آن را بلد هستند! پز میدهند و کیف دستشان میگیرند و فلان میکنند انگار که از دماغ فیل افتادهاند! برو بابا! این حرفها چیست؟!
من تا حالا به چندتا دکتر گفتم که آقا من هروقت هندوانه میخورم سرم درد میگیرد! هیچکسی تا حالا نتوانسته است بگوید که علتش چیست! مثل آب خوردن، همین الآن میخواهید هندوانه بیاورید دوتا قاچ میخورم و یک ساعت بعد سردرد میگیرم. حالا یکی میگوید که برای سردی آن است و یکی میگوید که برای صفرای آن است و یکی میگوید که برای کوفتش است! درحالیکه ممکن است هیچکدام از اینها هم نباشد. یکی گفت که از سردیاش است با گلاب بخور، با گلاب خوردیم نشد! یکی گفت که برای صفرای آن است بعد آن لیموترش بخور، خوردیم نشد! هر کسی [یک چیزی گفت!] آقاجان یک چیزی است که کسی نمیداند! راحت! بعد من این را به همین رفیقمان دکتر ... گفتم، گفت که اتفاقاً بعضی چیزها هست که ما خودمان نمیدانیم و از آن سر درنمیآوریم منجمله ـ اسم برد ـ فلان طبیب که البته با ما هم آشنا هستند و خیلی طبیب مجربی است و میگویند که از نظر علمی در ایران بینظیر است و در اصفهان است و من هم او را دیدهام و با ما آشنا است. طبیب است و در چند رشته فوق تخصص دارد، یکی در غدد، یکی در داخلی، یکی در قلب و یکی هم در اعصاب! در چهار رشته فوق تخصص دارد [درصورتیکه] در یکی از آنها به زور [فوق تخصص] میگیرند ولی او خیلی بهاصطلاح چیز است و امثالذلک. بعد او که دیگر آدم عامی نیست، میگوید که هروقت که من گوشت گاو و گوساله میخورم تب میکنم! این دیگر چه چیزی است؟! گوشت گوساله! میگفت که هروقت که میخورم بلااستثناء! همین الآن شما یک غذا بیاور که در آن گوشت گوساله باشد من شب تب میکنم!

