اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

جلسه ۱۶۱

توضیحات:

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۶۱

13
  • تلمیذ: بالأخره این مسئله باز هم با افلاطون فرق کرد چون اینجا شما می‌فرمایید که اصلاً شر نداریم.

  • استاد: افلاطون می‌گوید: «اَلشرّ اعدامٌ؛ شر یک امر عدمی است» وقتی بگوید که شر یک امر عدمی است یک امر نسبی می‌شود و دیگر امر ذاتی نیست. یعنی شما وقتی که نسبت به یک امر که واجد نیستید می‌گویید که این شر است. ولیکن در واقع آن معدّاتی که به‌وجود آمده‌اند ـ حالا یک بیانی هم هست و گمان نمی‌کنم دیگر برسیم ـ آنها باعث می‌شوند که خود آنها خیر باشند. یعنی آنچه که هست دو جنبه دارد و دو نسبت دارد؛ یک نسبت به ذات دارد و یک نسبت به غیر دارد؛ در آن جنبۀ نسبت به غیرش، نسبت به عدم وجدانِ آن امر عدمی، ما به آن شر می‌گوییم و از ‌جهتِ نسبتِ به ذات و به خودش ما خیر می‌گوییم. آن مطلبی که شما می‌خواهید بفرمایید این است که می‌خواهید بگویید: حتی نسبت به غیر هم باید خیر باشد چون در نظام کل وقتی که ... إن‌شاءالله این بحث برای جلسۀ بعد باشد.

  • تلمیذ: اگر قرار بر این باشد، اصلاً نباید در ذهن ما بیاید که شرّی هست همه‌اش را باید خیر ببینیم نه اینکه...

  • استاد: می‌دانم، خود همین ذهن که الآن آمده و جنبۀ کثرت پیدا کرده است، دیگر تمام اینها همه لازمۀ کثرت است، خود لازمۀ کثرت جهل است. شما برای خودِ عالم کثرت آیا استعداد و فعلیت معتقد هستید یا نه؟! قوه و فعل معتقد هستید یا نه؟! کمال و نقص معتقد هستید یا نه؟! خود کثرت یعنی کمال و نقص، یعنی اختلاف مراتب، یعنی شدت و ضعف. اگر کثرتی نبود همه در یک مرحله و رتبه بودند. همین اختلاف، همین ذهن است، همین تفاوت و همین رتبه است. آن‌وقت دیگر انسان مقایسه می‌کند و می‌سنجد، چرا من نشدم؟! آن‌طور نشدم؟! این‌طور شد، دیگر این مسائل پیدا می‌شود.

/ 222