اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

جلسه ۱۶۲

10
  • و ضِلالُهم أمَّا علی مَشربِ أفلاطون فَلِأنَّ تِلکَ الشُّرورَ القَلیلةَ إذا کانَت أعداماً لا تَحتاجُ إلی العلةِ الموجودةِ کَما قالوا بِها فإنَّ العدمَ یَرجِعُ إلی العَدَمِ کَما أنَّ الوجودَ یَرجِعُ إلی الوجودِ.1

  • و گمراهی ثنویه بر مشرب افلاطون برای این است که این شرور کم وقتی که اعدام باشند دیگر احتیاج به علت موجوده ندارند همان‌طوری‌که آن مطلب را فرمودند که علت موجوده می‌خواهد. پس عدم به عدم برمی‌گردد هم‌چنان‌که وجود به وجود برمی‌گردد.

  • پس دیگر ثنوی بودن معنا ندارد چون عدم علت نمی‌خواهد ما یک خدایی داشته باشیم که عدم خلق کند، عدم خودش فی‌حدذاته هست.

  • و أمَّا عَلی مَشرَبِ أرَسطو فَلِأنَّها و إنْ کَانت مُوجودَةً و لکن لَمّا کَانت کَثیرةُ الخیرِ طَفِیفةُ الشرِّ لا یَلیقُ بِالحَکیمِ إهمالها کَما عَلِمتَ فَهی مُستَنَدَةٌ إلی مبدإِ الخیرات فَأیُّ حَاجةٍ إلی مَبدإِ موجود علی حِدَّة.2

  • اما بر مشرب ارسطو اگرچه اینها (این اعدام و این شرور) موجودند و واقعیت دارند ولکن از آنجایی که چیزی که خیرش زیاد است و شرش کم است حکیم نباید این را مهمل بگذارد (و باید خلقش کند چون از عدم خلقش کثرت شر پیدا می‌شود) همان‌طور که دانستی این شرور به مبدأ خیرات مستند هستند و دیگر نیازی به یک مبدأ دیگر نداریم.

  • خود خدا اینها را خلق کرده و البته یک عده نخاله هم از او خارج شوند. این‌هم جوابی که جناب ارسطو دادند و عرض شد که اشکالی در آن است و عدم سنخیت بین علت و معلول را نمی‌شود در اینجا کاری کرد.

  • و لمّا توجَّهَ علی قولِنا الشرُّ أعدامٌ أنَّ العدمَ لا تأثیرَ لَه و هذهِ الشُّرور مؤثّراتٌ دفَعناه بِقولِنا.3

  • وقتی متوجه به قول ما می‌شوی که می‌گوییم: شر اعدام است و عدم تأثیری ندارد و این شرور همه مؤثرات هستند (مثلاً میکروب می‌آید مرض می‌آورد و تأثیر می‌گذارد سل می‌آید فلان می‌کند اینها همه مؤثّرند باعث ناراحتی هستند) ما این اشکال را دفع کردیم به اینکه شرور اعدام هستند (منتها نه عدم مطلق بلکه عدم ملکه که یک حظّ کمی از وجود دارد).

    1. منظومه، ج 3، ص 534.
    2. منظومه، ج 3، ص 534.
    3. همان.