جلسه ۱۶۲
3بنابراین آنها این جنبۀ تشخّص وجود را با بصیرت جان و دل خودشان لمس کردهاند و دیگر نمیتوانند بگویند که برای این مظاهر تعیّنات و استقلال است و اینها سوای اراده و اختیار و قدرت پروردگار از خودشان اراده و اختیار و قدرت دارند، وقتی که این مطالب برای آنها کشف شده است دیگر نمیتوانند انکار کنند اما از نقطهنظر تعبیر ممکن است تعبیر را بهنحوی بیاورند که همین شبهات پیدا شود و بگویند که اینها اصلاً همه را پوچ میدانند همانطور که مرحوم مطهری هم به همین شبهه گرفتار آمده و این کلام اهل ذوق را بر همین سوفسطائی، سفسطهگرایی، پوچی و این حرفها حمل کرده است1 که عرض شد این مطلب صحیح نیست و هیچکدام از اینها این مطلب را نمیتوانند بگویند و آن شخص سالک وقتی که آن جذبه برایش میآید و در مقام انکشاف واقع [قرار میگیرد] ـ إنشاءالله خدا قسمت کند خواهیم دید! ـ اصلاً غیر از یک حقیقت نمیبیند بلکه میبیند تمام عالم دارای یک حقیقت واحده هستند که آن حقیقت واحده دارد به صورتهای مختلف کار میکند و دیگر خیلی عجیب میشود یعنی اصلاً قضایا یکطوری میشود؛ چطور این دارد در سر این میزند درحالیکه این خود این است، این دارد علیه آن توطئه میکند ولی این خود همان است یعنی انگار خودش برای خودش دارد توطئه میکند مثل اینکه شما از یک جیبتان پول بردارید و در جیب دیگرتان بگذارید، آیا این از ملکیت شما بیرون میآید؟! خیر، تمام آنچه که در این عالم کُون از ماسویالله میگذرد هم همین است همه داریم برای خودمان میزنیم او هم دارد برای ما میزند و هردو و همه یکی هستیم یک شعری سابق میخواندند:
بیا تو و من باهم ما بشویم *** قصۀ کتاب عاشقها بشویم اینها یک مقداری از آن حقیقت را فهمیدهاند و این عجیب است که ما هرچه که در مجاز میبینم یک انتزاعی از حقیقت و واقعیت دارد یعنی ولو اینکه این عشقها عشقهای مجازی است ولی بالأخره واقعیتی است که نمیتوانیم انکار کنیم البته اینها در صورت گرفتار آمدهاند اما در سیرت که بویی از او دارد إنشاءالله خدا همۀ مجازهای ما را تبدیل به حقیقت کند!
- . مجموعه آثار شهید مطهری، ج 6، ص 512.

