اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

62. غرر في دفع شبهة الثنوية بذكر قواعد الحكمية

جلسه ۱۶۲

6
  • مدبّر عالم تمام نظام را درنظر می‌گیرد نه یک فرد خاص را

  • اما اگر خودمان بالنسبه به نظام احسن و به نظام اتمّ نگاه کنیم می‌بینیم که تمام این حوادث و جریاناتی که اتفاق می‌افتند براساس تدبیر مدبّر و براساس تأمّل متأمّل و براساس اشراق مُشرقی است که تمام نظام را درنظر می‌گیرد و تدبیر می‌کند نه یک فرد خاص را، اگر عالم برای یک فرد خاص خلق شده بود جای تأمّل داشت که چرا باید این مسئله راجع به من اتفاق بیفتد؟! ولی خود شما ذره‌ای در این دریای بیکرانِ هستی هستید. شرّی که متوجه شما می‌شود باعث می‌شود که خیری به دیگری برسد مثلاً دزدی می‌آید و پول شما را می‌برد و با این پول اعاشه می‌کند جنبۀ عدمی او به شما می‌رسد که شر است ولی جنبۀ خیرش به او و زن و بچه‌اش می‌رسد که امشب دارند کیف می‌کنند و سور و سات راه انداخته‌اند! همین‌طور یک وقت هم برای شما یک جنبۀ خیری پیدا می‌شود که برای دیگری جنبۀ شری دارد. این‌طور نیست که فقط تمام عالم ... البته بعضی‌ها ‌چنین اعتقادی دارند که ـ ما نمی‌دانیم! ـ که اگر قرار است یک کلاهی از آسمان بیاید به‌جای اینکه به سر ما بیاید در سر دیگری می‌رود اما اگر یک چماقی حواله بشود این‌قدر می‌چرخد تا به ما فروبرود!!

  • تلمیذ: اعتقاد نیست حقیقت است!

  • استاد: بله، جنبۀ سِعی شما است! این خوبی شما است! این به خیر شما است که...

  • تلمیذ: می‌ترسیم سعه نباشد گشادی باشد!

  • استاد: عرض بنده هم همین است! درهرصورت همه‌اش إن‌شاءالله خیر است! گفت:

  • هرچه از دوست می‌رسد برجاست***گرچه نان و پنیر و ترحلواست
  • بناءًعلیٰ‌هذا ما جنبۀ خیر و شر را در نظام کلی باید درنظر بگیریم که در نظام کلی هیچ‌وقت این قلمی که الآن به این کیفیت چرخیده است شر را رقم نزده است بلکه همیشه خیر را درنظر گرفته است یعنی برفرض که ما شر را امر عدمی ندانیم و برفرض که اصلاً شر را نسبت به خود ذات یک جنبۀ حقیقی بدانیم نه جنبۀ نسبی، من‌حیث‌المجموع ما نمی‌توانیم مسائل فلسفی و براهین فلسفی را جدای از یکدیگر بررسی کنیم. وقتی که الآن در نظامی هستیم که این نظام مانند حلقه‌های زنجیر از نقطه‌نظر علّیت و معلولیت باهم پیوستگی ذاتی دارند نه عَرَضی و ذات اینها باهم پیوسته است پس من‌حیث‌المجموع آن جنبۀ علّیت از نقطه‌نظر افاضۀ به معلول تمام ذرات را درنظر دارد نه فقط خصوص یک ذره و خصوص یک تعیّن را و به او افاضه می‌کند و چه می‌کند و چه‌بسا اگر بخواهیم نگاه کنیم می‌بینیم که این مسائلی که در این نظام برای یک فرد پیدا می‌شود و این آنها را شر می‌بیند از هزار خیری که برحسب ظاهر به او می‌رسد برای او بهتر است و در این باب مولانا خیلی مطالب عالی دارد در آنجایی که می‌گوید: باید شکر کنی که خدا به تو از این علوم ظاهر نداده است باید شکر کنی که خدا به تو جمال نداده است و اگر جمال می‌داد چه مصیبت‌هایی برای تو پیدا می‌شد اگر علم می‌داد چه چیزهایی برایت پیدا می‌شد گفت آن باز که اینکه آن صیاد من را دارد می‌زند به‌خاطر آن شهپر من است که من الآن به دام صیاد افتادم آن روباهی که پوستش را می‌کَنند و این حرف‌ها سرش را می‌برند به‌خاطر آن پوست نرم و قشنگی است که دارد.1

    1. . ظاهراً اشاره به داستان بخش ۳۳ ـ بیان آنک هنرها و زیرکی‌ها و مال دنیا هم‌چون پرهای طاوس عدو جانست مثنوی معنوی، دفتر پنجم است:
      پس هنر آمد هلاکت خام را***کز پی دانه نبیند دام را
      ...
      جلوه‌گاه و اختیارم آن پرست***بر کنم پر را که در قصد سرست
      ...
      لیک بر من پر زیبا دشمنیست***چونک از جلوه‌گری صبریم نیست