اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

63. غرر في بساطتة تعالى

جلسه ۱۶۳

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • تلمیذ: در واقع اشرافی که امام دارد بیشتر از اشرافی است که ولی دارد از نظر سعۀ وجودی، آیا همین بیشتر بودن موجب نمی‌شود اختلاف پیش بیاید؟

  • استاد: ببینید به علم امام و اینها کار نداریم، صحبت در دو مطلب است؛ مطلب اوّل در مسائل کلی و امور اجتماع است. در این قضیه اگر امام یا ولی اشتباه کنند نقض غرض حاصل می‌شود چون براساس قاعدۀ لطف و مقتضای آن این است که در مسائلی که صلاح اجتماع در آن‌ جهت است و خداوند به‌جهت آن انزال کتب و بعث رُسل می‌کند اگر قرار باشد اختلافی در نحوۀ عملکرد دو ولی، دو امام یا دو نبی پیدا شود نقض غرض است. بله، می‌توانیم این حرف را بزنیم که ممکن است دو نبی از نظر سعۀ وجودی باهم تفاوت داشته باشند ولی از نقطه‌نظر تدبیر امور اجتماعی نباید در آنجا اختلاف باشد، چون دراین‌صورت مسئله، مسئلۀ جایگزینی و ترجیح مفضول بر فاضل می‌شود و هم‌چنین ترجیح مرجوح بر راجح می‌شود و این نقض غرض است.

  • تلمیذ: اگر هردو ولی باشند، هردو مأمور شوند بر اینکه ابلاغ کنند یااینکه هردو از طرف خداوند متصدّی امر باشند اما آن کسی که سعۀ وجودی دارد خدا به او داده است و به دیگری بااینکه ولی است داده نشده است.

  • استاد: بحث در همین است اگر دوتا ولی آمدند این مطلب را گفتند پس معلوم می‌شود هردو مأمور هستند، مطلب این است. والاّ ممکن است ولی باشد اما ساکت باشد و کاری نداشته باشد یعنی صحبت در اثبات است؛ ثبوتاً بله.

  • ولی در تشخیص مصلحتِ اشخاص دچار اشتباه نمی‌شود

  • یکی در این مسئله است یکی هم در مسئلۀ مصلحت فردی است. حالا ما کاری به مسائل اجتماعی نداریم اگر شخصی به مقام ولایت رسیده باشد و در تشخیص مصلحتِ آن شخص دچار اشتباه شود نقص غرض حاصل می‌شود. این‌هم طبق راستای مسئلۀ قبلی است. پس در این دو مطلب، ولی یعنی کسی که به مقام ولایت رسیده است ابداً نباید با امام اختلاف داشته باشد. یعنی فرض کنید اگر امام آمد مصلحت این شخص را این‌طور تشخیص داد که الآن چهارصدتا یونسیه باید بگوید ولی نمی‌تواند بگوید: هزارتا بگو برایت بهتر است. این امکان اختلاف بین دستورالعمل نیست ولی از آنجایی که خود ولی مأمور به عمل به علم خودش نیست و چه‌بسا به‌حسب ظاهر عملی انجام می‌دهد این اختلافات ممکن است پیدا بشود البته نه در مرحلۀ تشخیص مصلحت؛ فرض کنید می‌گوید: اگر این خانه را این‌طور بسازیم بهتر است آن بنّا و معمار می‌گوید: نه، این‌طور بسازیم بهتر است در اینجا ولی نمی‌خواهد به علمش عمل کند بلکه می‌خواهد به‌حسب ظاهر و فکر ظاهری خودش انجام دهد و اینها مسئله‌ای نیست و اشکالی هم ندارد و بوده است. همان‌طور که گاهی برای خود امام هم این‌طور بوده که به علمش عمل نمی‌کرده است مثلاً امام به‌دنبال چیزی می‌گشته و پیدا نمی‌کرده و آخر هم پیدا نکرده است و امثال‌ذلک و اینها هیچ دخلی به آن مسئلۀ امامت ندارد. خلاصه باید این قضیه را در اینجا باز کرد.