جلسه ۱۶۳
3کیفیت علم ولی خدا
عدم وجود اشکال و اختلاف در علم ولی خدا
پس کسی که به مقام ولایت میرسد دیگر علمش، علم حصولی نیست تااینکه اشکال و اختلاف باشد بلکه تمام علوم او حضوری است؛ حضوری نه به معنای اشراف به واقع بلکه به حضور واقع عنده و عند نَفسه. این از اشراف بالاتر است اشراف این است که شما فرض کنید از آن بالا به حیاط نگاه کنید و ببینید که در حیاط چه خبر است و چه میگذرد، این را اشراف میگویند. از این قضیه بالاتر این است که خودش در آن صحنه باشد خودش در آن قضیه باشد. از آن بالاتر این است که اصلاً آن واقعه در نفسش باشد یعنی اصلاً مجرای برای تحقق یک واقعه در خارج باشد که این دیگر از همه بالاتر است. این دیگر علم حضوری وجدانی به معنای «حضور الشیء عنده» است نه «حضوره بصورته»، «حضوره بماهیته»، «حضوره بصورة العلمیة»، بلکه نفس شیء به اعیان خارجی در وجود او هست البته اعیان خارجی از نظر ملکوتش در او هست و وجود دارد ولی از نظر عین مادی که دیگر معنا ندارد [در او باشد.]. در اینجا فرقی بین امام و ولی نیست مگر اینکه امام دارای یک سعهای باشد که مربوط به اینها نباشد مربوط به یک شیء دیگر باشد یک عوالم دیگری باشد که اصلاً کاری به این نظام و این مسائل و رتق و فتق و اینها ندارد. بله، ممکن است سیر امام از نظر سعۀ وجودی در آثار وجود بیشتر از ولی باشد و هست نهاینکه نباشد. البته ولی هم نحوۀ حرکتش و وجۀ سعهاش و اینها تفاوت دارد إلی حَسَبِ اختلافهم ولکن آن دیگر یکسری مسائلی است که مربوط به این عالم و نظام تربیتی افراد این عالم نخواهد بود بلکه مطالب دیگر است و در یک مسائل دیگر.
اگر بخواهد جایی اشکالی شود این نقطه است که این نقطه را یکقدری باید تغییر دهیم والاّ دیگر جای اشکال نیست. حالا به آنها برمیخورد و خیلی جای برخوردن دارد [مهم نیست] باید هم بَر بخورد، چه کنیم نمیشود که ما فقط...

