جلسه ۱۶۳
7غررٌ فی تقسیمِها:
اعْلَمْ أنَّ کلَّ مَا فی الشَّهادةِ آیةٌ لِما فی الغیبِ کَما قالَ مولانَا الرِّضا علیهالسّلام: قد علم أولو الألباب أنَّ ما هنالِکَ لا یُعلَمُ إلاّ بِما هَاهُنا.1
هر چیزی که در شهادت است و در عالم حضور است و در عالم بروز و ظهور اعیان خارجی است این نشانهای است برای آن چیزی است که در ملکوتش میگذرد و در ملکوت وجود دارد همانطور که حضرت رضا علیهالسّلام فرمودند: افراد خردمند میدانند آنچه که در آن عوالم ربوبی هست انسان نمیتواند به آن برسد مگر به آنچه که در اینجا هست و انسان نمیتواند به آنها اطلاع پیدا کند مگر به آنچه که در اینجا هست.
چون ما میخواهیم با حس و عوارض و شاخصههای حسی خودمان ادراک آن کلیات را بکنیم لذا باید از آنچه که در این عالم حاکم است و عوارض و طواری وجودِ بر این عالم شهادت به آنچه که در آنجا هست بهنحو اجمال و بهنحو ابهام باید برسیم. مثلاً به علم نگاه میکنیم میگوییم که یک علم مطلقی باید در آنجا باشد، قدرت مطلقی باید در آنجا باشد جمال مطلقی باید در آنجا باشد، کمال مطلقی باید در آنجا باشد، بهاء و صفای مطلقی باید در آنجا باشد. دیدهاید بعضیها صاف هستند و بعضیها هم کینه دارند و مرض دارند خلاصه با کلک و فلان هستند؟! وقتی که انسان این مسئله را میبیند میگوید که این از اوصاف حسنه است و این از اوصاف غیر حسنه است بعد میگوید: حالا که این یک وصف حسنهای است که صفا بهعنوان همرنگی بهعنوان پذیرشِ نوع بهعنوان قبولِ همجنس بهعنوان عدم طرد مماثل و بدیل است وقتی که اینطور است این صفا باید در آنجا بهنحو اطلاق باشد لذا خدا با همۀ ما آشتی است با همۀ ما رفیق است با همۀ ما سر صلح و ائتلاف و استیناس و اینها دارد.
فإذا نَظرنا إلی ما هُنا وَجَدنا زیداً مَثلاً أنَّ لَه صِفاتٌ سَلبیةٌ کَکونِه لیسَ بِحَجَرٍ و صِفاتٌ ثبوتیةٌ و هی إمَّا حَقیقیةٌ مَحضةٌ کَحیاتِهِ و بَیاضِهِ أو حَقیقیةٌ ذاتُ إضافةٍ کَعِلمِهِ بِما سِواه و قُدرتِهِ و إمَّا إضافیةٌ مَحضةٌ کَأبوَّتِهِ لِعَمرو و أخوَّتِهِ لِبَکر.2
- . منظومه، ج 3، ص 542.
- . منظومه، ج 3، ص 542 و 543.

