اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۶۳

8
  • «وقتی که به آنچه که در اینجا هست نگاه کنیم مثلاً زید را می‌‌یابیم که برای زید یک صفات سلبیه است مثل اینکه حَجَر نیست و صفات ثبوتیه دارد» مثل عالمٌ، قادرٌ، حیٌ و امثال‌ذلک. «و این صفات ثبوتیه یا صفات حقیقیۀ محضه است و جنبۀ نسبیت و اضافی در او راه ندارد مانند حیات و بیاض او» ـ ایشان یک مثال زده برای صفت ذات و یکی هم صفاتی که از طواری آن ذات است یعنی اشاره بر جسمیتش است ـ که خود حیات زید نسبی نیست بلکه برای خودش است به کسی دیگر هم کاری ندارد؛ اینکه زید زنده باشد یا نباشد به کسی مربوط نیست. بیاض زید هم به کسی مربوط نیست و انتساب به کسی ندارد بلکه برای خودش است.

  • «یا حقیقیۀ ذات و اضافه است یعنی ارتباط به غیر هم دارد مثل علمش به ماسواء و قدرتش»؛ این علم من یک صفت ذاتی من است و برای من است ولی این علم من یک تعلّق به غیر دارد؛ مثلاً علم من به این بخاری، علم من به این دیوار، علم من به بیرون، علم من به افراد جنبۀ اضافی و انتساب به خارج هم پیدا می‌کند. این قدرت یعنی قدرت بر یک شیء و قدرت بر انجام دادن یک امر، ارتباط با غیر خودش دارد.

  • «یا اضافی محضه است مثل أبوّت او نسبت به عمرو» که این اصلاً اضافی است و هیچ جنبه‌ای در خود زید نیست و یک چیزی را به زید اضافه نمی‌کند بلکه فقط یک ارتباط است «یا مثل أخوّت او نسبت به بکر».

  • فَاعْلَم أنَّ لِلحق تعالیٰ هذه الأصنافَ الأربعةَ مِنَ الصِّفاتِ کَما قُلنا بِالسَّلبِ و الثُّبوتِ نَعتُه انْشَعَبَ و یُقالُ لِنُعوتِهِ السَّلبیَّة صِفاتُ الجلالِ و لِنُعوتِهِ الثُّبوتِیة صفاتُ الجمال.1

  • پس بدان برای خداوند از صفات این اصناف چهارگانه وجود دارد همان‌طور که گفتیم: با سلب و ثبوت نعت او منشعب می‌شود تقسیم به نعت سلبیه و نَعت ثبوتیه می‌شود. صفات سلبیه را صفات جلال می‌گویند و صفات ثبوتیه را صفات جمال می‌گویند.

    1. منظومه، ج 3، ص 543.