جلسه ۱۶۶
توضیحات:
65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد
جلسه ۱۶۶
8استاد: فقط خود ذات میماند دیگر، فقط خود ذات است. بنابراین اگر ما علم تفصیلی ذات را به اشیاء لحاظ کنیم این اشیاء عین ذات هستند نه در مقام حد بلکه در مقام ذات یعنی آن ذات بسیط است که به اینصورت محدود آمده است چون در اینجا آمدهاند دو نوع علم برای [خدا درنظر گرفتهاند]! خدا وکیل مدافع که ندارد! او در آن بالا هست و هر کسی میآید برای او یک کتابی مینویسد! آن میگوید: خدا اینطور است؛ دماغ و دهان دارد، دیگری میگوید که خدا دست دارد، ظهورات قرآن حجّت است.﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ﴾1 دست دارد و فلان منتها لا کَأیدِینا، دستش بزرگ است این کهکشانها همه فلان. ... آن یکی میگوید: خدا اینطور است و...!
خلاصه هر کسی میآید برای این خدای بیچارۀ مظلوم [چیزی] درست میکند؛ یکی میگوید: خدا علم تفصیلی دارد، یکی میگوید: خدا علم اجمالی دارد. ما هم که در آنجا نیستیم و خبر نداریم برای چه بیخود بیاییم چیزی برای خودمان ببافیم. چیزی که هست ما میدانیم اگر علم حضوری اینطور است که آقایان تعریف میکنند که عبارت از «حُضور الشَّیء عِند الذات» است پس خداوند علم حضوری دارد. یعنی این دیگر ردخور ندارد که اشیاء جدای از ذات نیستند [اینطور نیست] که ذاتی آمده و یک شیء را مانند یک کوفته درست کرده است و آنطرف انداخته است! همانطور که اهلبیت مکرمه برای شما کوفته ـ حالا یا دلمهای یا هرچه ـ درست میکند و شما این کوفته را میخورید! شما که این کوفته را میخورید که کوفته نیستید بلکه آن یک امر دیگر است و شما هم یک امر دیگری هستید، بعد آن را تناول میفرمایید. بعد هم که بله ... خلاصه این دوتا از هم جدا هستند ولی اشیاء که اینطور نیستند که خدا اشیاء را از یک معدن درست کرده و آنطرف انداخته باشد و خودش هم کنار نشسته است منتها اینها را میچرخاند مثل اینکه ماشین کوکی را کوک میکنید و به کنار میاندازید و آن شروع میکند برای خودش راه رفتن حالا یک طناب هم داشته باشد که آن را نگه دارید یا با کنترلهای راه دور از این کنترلهایی که ماشینها دارند و شاسی را میزنید و اینطرف و آنطرف میرود، یعنی ما اینطور هستیم که آن ماشین غیر از ما است، آن ماشین غیر از آن بیسیمی است که دست ما است، آن ماشین غیر از آن کنترل است. یعنی سه مسئله در اینجا وجود دارد یکی من که فاعلم یکی آن ماشین که دارد حرکت میکند یکی هم آن آلتی که در دست من است و بهوسیلۀ آن دارم کنترل میکنم و حرکت ماشین را تنظیم میکنم، ما سه چیز داریم. آیا خدا هم واقعاً اینطور است؟! یعنی یک خدایی داریم که ما را در کرۀ زمین انداخته و خودش هم یک وسیلۀ کنترل در دست گرفته مثلاً حسن میرود، خدا شاسی را میزند، میایستد دوباره عقب برمیگرداند اینطرف میبرد آنطرف میبرد بعد هم تق! شاسی را میزند و عزرائیل آمد سراغش و حسن رفت! همینطور نفر بعدی و ... ! اینکه کفر و شرک است و جای بحثش نیست.
- . سوره ذاریات (51) آیه 47.

