جلسه ۱۶۷
توضیحات:
65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد
جلسه ۱۶۷
10المُعَبَّرُ عَنه بِالكَنزِ المَخفي في الحَديثِ القُدسي و بَين الوُجوداتِ المُقيَّدةِ مِن المُجرداتِ و المادياتِ مُنبَسطاً عَليها كَإضافةِ بَين شَيئَين.1
«اشراق پروردگار بین مقام کنز مخفی و بین وجوداتی که مقیّده هستند، از مجرّدات و مادیات بر تمام این وجودات اشراق پروردگار منبسط است مثل اضافۀ بین دو شیء» مثلاً شما یک اضافۀ بین دو شیء را شما نگاه کنید اینهم یک جنبۀ اضافیِ بین دو شیء است، که همان مقام کنز مخفی و بین وجودات مقیّده است. در واقع دو شیء نیستند؛ یک شیء است اما وقتی که این مقیّدات بروز و ظهور پیدا میکنند انسان اینها را یک چیزی در مقابل پروردگار احساس میکند گرچه چیزی نیست.
وَ وَصفُه السَّلبيِّ سَلبُ السَّلبِ جَا فَإذا قُلتَ: هُو تَعالىٰ لَيسَ بِجوهرٍ مَثلاً فَالجوهرُ فِيه استقلالٌ و وُجودٌ و هُما لَيسا مَسلوبَين عَنه تَعالىٰ بَل حَقُّ الاستقلالِ و الوُجودِ عِندَه.2
«اوصاف سلبی پروردگار سلبِ سلب هستند» نه اینکه سلب تنها باشند «مثلاً اگر بگویید: پروردگار متعال جوهریّت ندارد» این جوهر چه است ما میبینیم این جوهر یک اوصاف وجودی کمالی دارد خب آنها را که نمیتوانیم از پروردگار سلب کنیم یک اوصاف عدمی دارد. آن عدمی را از پروردگار ما سلب میکنیم «و وجود جوهر استقلال و وجود دارد، اين دو معنا از حضرتش مسلوب نيست، حقّ استقلال و وجود مال پروردگار است».
و فيه أيضاً ماهيةٌ كَما يُقالُ الجوهرُ مَاهيةٌ إذا وُجِدَت كَانت لا في الموضوعِ و لِوُجودِه حَدٌ فَإذا سَلبتَ الجَوهرَ عَنه سَلَبتَ تِلك الماهيةَ و ذلك الحدُّ و غَيرَهما مِن النقائصِ في سَلبِ الاحتياجِ كُلاًّ مِن الصِّفاتِ السَّلبيةِ أدرجا.3
در این جوهر ماهیت است. همانطور که گفته میشود: جوهر ماهیتی است که وقتی که پیدا بشود، این در موضوع نیست و برای وجود این جوهر حد است وقتی که شما جوهر را از پروردگار سلب میکنید شما استقلال وجود جوهر را از او سلب نمیکنید شما این ماهیت را و این حد را و غیر این دوتا را از نقائص سلب میکنید. آنوقت تمام این اوصاف سلبی در سلب احتیاج از صفات سلبی درج شدند.
- . منظومه، ج 3، ص 548.
- . منظومه، ج 3، ص 548 و 549.
- . منظومه، ج 3، ص 549.

